مراتب سلوک؛ قسمت بیست‌وسوم: توکل

توکل یعنی کار خودت را انجام بدهی و چیزی را که دیگر در اختیار تو نیست، هر لحظه دوباره به دوش نکشی. این قسمت درباره مرز میان تدبیر انسان، نتیجه‌گرایی و سپردن امور به خداست.

مراتب سلوک؛ قسمت بیست‌ودوم: توکل

توکل از آن مفاهیمی است که ممکن است بارها درباره‌اش حرف بزنیم، اما هنگام روبه‌رو شدن با یک مسئله واقعی بفهمیم هنوز فاصله زیادی میان گفتن و زندگی کردن آن وجود دارد.

می‌گوییم:

خدایا، به تو سپردم.

اما چند دقیقه بعد دوباره همان پرونده را در ذهن باز می‌کنیم.

آینده را پیش‌بینی می‌کنیم، سناریو می‌سازیم، نتیجه را بارها بررسی می‌کنیم، رفتار دیگران را می‌خواهیم کنترل کنیم و دوباره همان نگرانی را از ابتدا زندگی می‌کنیم.

در این جلسه، استاد سعیدیان توکل را با تصویری ساده توضیح می‌دهد: انگار سال‌ها پشت فرمان ماشین زندگی نشسته‌ایم. جاده پیچ دارد، دید ما محدود است و با این حال احساس می‌کنیم باید همه مسیر را خودمان اداره کنیم.

در جهان‌بینی این آموزش، توکل از جایی آغاز می‌شود که انسان سهم خودش را انجام دهد و بپذیرد:

من مسئول قدم خودم هستم، اما مدیر تمام هستی نیستم.

فهرست مطالب

  1. توکل یعنی وکالت دادن
  2. تمثیل وکیل و پرونده
  3. توکل در قرآن
  4. نگرانی؛ وقتی دوباره فرمان را پس می‌گیریم
  5. توکل از امید و اعتماد آغاز می‌شود
  6. اسباب را ببین، اما سرچشمه را با ابزار اشتباه نگیر
  7. مولانا؛ خدا محدود به چراغی که ما می‌شناسیم نیست
  8. توکل، تنبلی و بی‌عملی نیست
  9. تدبیر کن، اما به تدبیرت تکیه نکن
  10. آزمون توکل وقتی نقشه خراب می‌شود
  11. نتیجه‌گرایی؛ جایی که عمل تبدیل به اسارت می‌شود
  12. کار در نقطه صفر
  13. مولانا و جنگیدن با قضا
  14. حیله ذهن؛ وقتی ترس لباس عقل می‌پوشد
  15. توکل مرتبه دارد
  16. از کجا بفهمیم هنوز نتیجه را رها نکرده‌ایم؟
  17. توکل و کیمیاگری
  18. سپردن یعنی از مسئولیت فرار نکردن
  19. سبک‌بالی؛ وقتی همه پرونده‌ها مال تو نیستند
  20. ذکر این مرحله
  21. منابع

توکل یعنی وکالت دادن

ریشه معنایی توکل با سپردن و وکیل گرفتن ارتباط دارد.

در این جلسه، همین معنا به زبان زندگی روزمره آورده می‌شود.

وقتی کاری را به وکیلی می‌سپاریم، به این معنا نیست که هیچ وظیفه‌ای نداریم. مدارک لازم را جمع می‌کنیم، اطلاعات درست می‌دهیم، قرارداد را امضا می‌کنیم و هر کاری که بر عهده ماست انجام می‌دهیم.

بعد از آن، بخشی از پرونده دیگر مستقیماً در اختیار ما نیست.

توکل نیز در این آموزش چنین ساختاری دارد:

وظیفه خودم را انجام می‌دهم.

اما مسئولیت تمام نتیجه، تمام آینده و تمام عواملی را که خارج از اختیار من‌اند روی دوش خودم نمی‌گذارم.

تمثیل وکیل و پرونده

فرض کنید پرونده مهمی دارید و آن را به وکیلی خبره سپرده‌اید.

اگر واقعاً به او اعتماد داشته باشید، هر روز پشت در دادگاه نمی‌ایستید.

وسط کار او دخالت نمی‌کنید.

هر پنج دقیقه نمی‌پرسید:

چه شد؟

قاضی چه گفت؟

نکند شکست بخوریم؟

نتیجه چه می‌شود؟

در تمثیل این جلسه، انسان گاهی پرونده را تحویل داده، اما هنوز خودش را از پشت در دادگاه کنار نکشیده است.

با زبان می‌گوید «سپردم» و در ذهن همچنان مسئولیت تمام نتیجه را حمل می‌کند.

پس یکی از پرسش‌های مهم این مرحله چنین است:

آیا واقعاً سپرده‌ام یا فقط گفته‌ام که سپرده‌ام؟

توکل در قرآن

قرآن می‌فرماید:

وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا

قرآن کریم، سوره احزاب، آیه ۳

یعنی بر خدا توکل کن و خدا برای وکالت و کارسازی کافی است.

در آیه دیگری، توکل پس از مشورت و تصمیم قرار گرفته است:

وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ

قرآن کریم، سوره آل‌عمران، آیه ۱۵۹

این ترتیب برای فهم این جلسه مهم است.

مشورت وجود دارد.

تصمیم وجود دارد.

عزم وجود دارد.

و بعد توکل.

پس توکل در این معنا جانشین فکر و عمل نیست؛ کیفیتی است که پس از انجام سهم انسان وارد رابطه او با نتیجه می‌شود.

نگرانی؛ وقتی دوباره فرمان را پس می‌گیریم

در متن جلسه، نگرانی یکی از نشانه‌های مهم برای مشاهده میزان کنترل‌گری معرفی می‌شود.

نکند پول نرسد؟

نکند این رابطه تمام شود؟

نکند فرزندم برخلاف خواسته من مسیر دیگری انتخاب کند؟

نکند نتیجه کار خراب شود؟

نکند آینده همان چیزی نباشد که برنامه‌ریزی کرده‌ام؟

در چنین لحظه‌هایی، ذهن می‌خواهد چیزی را که هنوز اتفاق نیفتاده بارها کنترل کند.

البته نگرانی یک واکنش انسانی است و وجود آن به‌تنهایی به معنای نداشتن ایمان یا توکل نیست.

نکته سلوکی محدودتر است:

وقتی نگرانی بالا می‌آید، می‌توان پرسید:

آیا اکنون کاری واقعاً از من ساخته است؟

اگر هست، انجامش می‌دهم.

اگر نیست، آیا فقط دارم مسئولیت چیزی را که در اختیار من نیست دوباره روی دوشم می‌گذارم؟

توکل از امید و اعتماد آغاز می‌شود

در این آموزش، پیش از توکل از «رجا» و امید سخن گفته می‌شود.

انسان چیزی را به کسی می‌سپارد که به او اعتماد دارد.

اگر در عمق ذهن فقط پول را نجات‌دهنده بدانیم، بسته شدن مسیر مالی تمام امنیت ما را می‌لرزاند.

اگر فقط یک انسان را منبع آرامش ببینیم، تغییر او تمام جهان ما را جابه‌جا می‌کند.

اگر فقط یک شغل را دروازه رزق بدانیم، بسته شدن همان در به معنای پایان همه راه‌ها تعبیر می‌شود.

توکل در این مرحله از جایی عمیق‌تر می‌شود که انسان اسباب را می‌بیند، اما امکان هستی را به همان اسباب محدود نمی‌کند.

اسباب را ببین، اما سرچشمه را با ابزار اشتباه نگیر

توکل به معنای کنار گذاشتن اسباب نیست.

پول در زندگی لازم است.

شغل اهمیت دارد.

پزشک و درمان در جای خود لازم‌اند.

برنامه‌ریزی، آموزش، مهارت، تحقیق و مشورت جای خودشان را دارند.

انسان متوکل این ابزارها را کنار نمی‌گذارد.

آنچه تغییر می‌کند جایگاه آن‌ها در ذهن و دل اوست.

ابزار را به تنها امکان جهان تبدیل نمی‌کند.

اگر مسیری بسته شد، امکان راهی را که امروز هنوز نمی‌بیند کاملاً نفی نمی‌کند.

مولانا؛ خدا محدود به چراغی که ما می‌شناسیم نیست

مولانا در دفتر سوم مثنوی می‌گوید:

چونک بی‌آتش مرا گرمی رسد راضی‌ام گر آتشش ما را کُشد
بی‌چراغی چون دهد او روشنی گر چراغت شد چه افغان می‌کنی
مولانا، مثنوی معنوی، دفتر سوم، ابیات ۱۸۷۶ و ۱۸۷۷

در کاربرد این جلسه، چراغ و آتش به اسبابی شبیه‌اند که ذهن فقط همان‌ها را راه رسیدن می‌شناسد.

ذهن می‌گوید:

نور فقط از این چراغ می‌آید.

امنیت فقط از این شغل می‌آید.

آرامش فقط با حضور این انسان ممکن است.

موفقیت فقط از همین مسیر به دست می‌آید.

توکل نمی‌گوید چراغ را دور بینداز.

می‌گوید خدا را به همان چراغ محدود نکن.

توکل، تنبلی و بی‌عملی نیست

یکی از مهم‌ترین سوءبرداشت‌ها این است که انسان مسئولیت خودش را کنار بگذارد و اسم آن را توکل بگذارد.

اگر بیمار است و درمان در دسترس دارد، پیگیری می‌کند.

اگر بدهی دارد، برای پرداخت آن برنامه می‌ریزد.

اگر مهارتی لازم است، یاد می‌گیرد.

اگر حرفی باید زده شود، حرف می‌زند.

اگر مرزی باید تعیین شود، مرزبندی می‌کند.

اگر اشتباهی کرده است، مسئولیت و جبران را می‌پذیرد.

توکل در این آموزش، کار نکردن نیست؛ کار کردن بدون پرستیدن نتیجه است.

انسان متوکل می‌تواند بسیار منظم، مسئول و اهل برنامه باشد.

تفاوت اصلی پس از انجام کار روشن‌تر می‌شود:

آیا نتیجه باید حتماً همان چیزی شود که من تعیین کرده‌ام؟

یا می‌توانم بپذیرم من مسئول قدم خودم بودم و مالک تمام آینده نیستم؟

تدبیر کن، اما به تدبیرت تکیه نکن

یکی از جمله‌های محوری این جلسه چنین است:

تدبیر کن، اما به تدبیرت تکیه نکن.

می‌توانی هدف داشته باشی.

برنامه بنویسی.

حساب‌وکتاب کنی.

مشورت بگیری.

سناریوهای منطقی را بررسی کنی.

اما بعد از همه این‌ها، جا برای یک احتمال باقی بگذار:

شاید چیزی که من امروز بهترین مسیر می‌بینم، تمام نقشه نباشد.

استاد سعیدیان این حالت را با چنین نیتی توضیح می‌دهد:

خدایا، این نقشه من است. من با فهم امروز خودم این را بهترین راه می‌بینم. اگر تو نقشه بهتری داری، نقشه من را خراب کن.

تا زمانی که همه‌چیز مطابق میل انسان پیش می‌رود، این جمله آسان است.

معنای واقعی آن هنگام تغییر مسیر آشکارتر می‌شود.

آزمون توکل وقتی نقشه خراب می‌شود

قراردادی لغو می‌شود.

کاری که برایش ماه‌ها تلاش کرده‌ای نتیجه نمی‌دهد.

رابطه‌ای که تصور می‌کردی ماندگار است تغییر می‌کند.

برنامه مهاجرت، تحصیل یا سرمایه‌گذاری به مانع می‌خورد.

غم و ناراحتی در چنین موقعیتی طبیعی‌اند.

توکل قرار نیست انسان را بی‌احساس کند.

پرسش بعد از آن مطرح می‌شود:

آیا تمام وجود من همراه این نقشه دفن می‌شود؟

یا پس از پذیرفتن ناراحتی می‌توانم دوباره واقعیت را ببینم و بپرسم:

حالا قدم بعدی چیست؟

نتیجه‌گرایی؛ جایی که عمل تبدیل به اسارت می‌شود

بخشی از اضطراب ما از خود عمل نمی‌آید؛ از نتیجه‌ای می‌آید که از قبل به‌عنوان تنها نتیجه قابل قبول تعیین کرده‌ایم.

من باید موفق شوم.

او باید حرف مرا قبول کند.

این معامله باید انجام شود.

این رابطه باید حتماً بماند.

این فرزند باید همان مسیری را برود که من می‌خواهم.

این پروژه باید دقیقاً طبق نقشه پیش برود.

وقتی یک نتیجه مشخص به شرط آرامش تبدیل شود، هر تغییر مسیر قدرت زیادی برای شکستن ما پیدا می‌کند.

در این مرحله، سالک می‌خواهد تفاوت میان «اهمیت دادن به نتیجه» و «وابسته کردن تمام هویت و آرامش به نتیجه» را ببیند.

کار در نقطه صفر

در آموزه‌های طرح الهی، «نقطه صفر» به حالتی اشاره دارد که انسان تا حد امکان از پاندول ترس، حرص، اثبات و کنترل‌گری فاصله می‌گیرد و آنچه اکنون بر عهده اوست انجام می‌دهد.

در این نقطه، اگر کار نتیجه نداد، می‌توان از آن درس گرفت بدون اینکه خودمان را «شکست‌خورده» تعریف کنیم.

اگر کسی نظر ما را نپذیرفت، ممکن است روشمان را بازبینی کنیم بدون اینکه ارزش خودمان را به پذیرش او بسپاریم.

اگر نقشه تغییر کرد، وضعیت تازه را می‌بینیم و قدم بعدی را پیدا می‌کنیم.

این فاصله میان «من» و «نتیجه»، یکی از فضاهایی است که توکل در آن امکان رشد پیدا می‌کند.

مولانا و جنگیدن با قضا

مولانا در داستان شیر و نخجیران می‌گوید:

با قضا پنجه مزن ای تند و تیز تا نگیرد هم قضا با تو ستیز
مرده باید بود پیش حکم حق تا نیاید زخم از رب الفلق
مولانا، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۴۴

در تفسیر این مرحله، «مرده بودن» به معنای مرگ جسمانی یا کنار گذاشتن اراده و مسئولیت نیست.

موضوع، همان مرگ اختیاری منی است که می‌خواهد همه جهان دقیقاً مطابق خواسته او حرکت کند.

این من می‌گوید:

همه چیز باید طبق برنامه من شود.

دیگران باید همان کاری را انجام دهند که من درست می‌دانم.

آینده فقط یک شکل قابل قبول دارد.

وقتی این اصرار کمی عقب می‌رود، امکان دیدن مسیرهای دیگر بیشتر می‌شود.

حیله ذهن؛ وقتی ترس لباس عقل می‌پوشد

مولانا در ادامه همین گفت‌وگو می‌گوید:

بس گریزند از بلا سوی بلا بس جهند از مار سوی اژدها
حیله کرد انسان و حیله‌ش دام بود آنک جان پنداشت خون‌آشام بود
مولانا، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۴۶

در کاربرد این جلسه، این ابیات به نفی عقل و تدبیر تعبیر نمی‌شوند.

مسئله جایی است که ترس و کنترل‌گری خودشان را با نام عقل معرفی می‌کنند.

برای نجات رابطه آن‌قدر کنترل می‌کنیم که رابطه خفه می‌شود.

برای امنیت مالی چنان در ترس زندگی می‌کنیم که آرامش فعلی را از دست می‌دهیم.

برای حفظ اعتبار نقش‌هایی می‌سازیم که فاصله ما را با حقیقت خودمان بیشتر می‌کنند.

سالک تلاش می‌کند میان تدبیر برخاسته از مشاهده واقعیت و واکنش ناشی از اضطراب تفاوت بیشتری ببیند.

توکل مرتبه دارد

یکی از نکات مهم این جلسه آن است که توکل یک کلید صفر و یک نیست.

انسان ممکن است در یک موضوع راحت‌تر واگذار کند و در موضوع دیگری هنوز فرمان را بسیار محکم گرفته باشد.

درباره شغل آرام‌تر است، اما درباره فرزندش نمی‌تواند نتیجه را رها کند.

در مسائل مالی اعتماد بیشتری دارد و در رابطه عاطفی هنوز شدیداً کنترل‌گر است.

در موضوعی می‌تواند بعد از اقدام آرام شود و در موضوع دیگری بارها پرونده را در ذهن باز می‌کند.

پس سالک لازم نیست ادعا کند:

من کاملاً متوکلم.

کار دقیق‌تر این است که محل‌هایی را که هنوز در آن‌ها فرمان را محکم گرفته ببیند.

در متن جلسه همچنین به مراتب بالاتری از توکل در بعضی سنت‌های عرفانی اشاره می‌شود؛ مراتبی که ممکن است با رهاشدگی بسیار عمیق‌تری نسبت به اسباب همراه باشند.

این شکل‌های افراطی نباید بدون توجه به مقام، شرایط و مسئولیت انسان به نسخه عمومی زندگی تبدیل شوند.

در زندگی معمول، عقل، درمان، برنامه‌ریزی، کار و تأمین نیازهای ضروری جای خودشان را دارند.

از کجا بفهمیم هنوز نتیجه را رها نکرده‌ایم؟

چند نشانه می‌توانند موضوع مشاهده قرار بگیرند:

  • بعد از انجام کار لازم، همچنان مسئله را ده‌ها بار مرور می‌کنیم.
  • هر چند دقیقه نتیجه را بررسی می‌کنیم.
  • فقط یک پایان مشخص را قابل قبول می‌دانیم.
  • خراب شدن برنامه را معادل خراب شدن تمام زندگی می‌بینیم.
  • برای کنترل آدم‌ها وارد جنگ مداوم شده‌ایم.
  • بیشتر زمان ذهن در آینده‌ای می‌گذرد که هنوز اتفاق نیفتاده است.

این نشانه‌ها معیار قطعی برای سنجش ایمان یا سلامت روان نیستند.

شرایط دشوار واقعاً می‌توانند نگرانی ایجاد کنند.

هدف این پرسش‌ها فقط روشن کردن مرز اختیار است:

آیا همه کاری که از من ساخته بوده انجام شده است؟

اگر بله، چرا هنوز می‌خواهم آنچه خارج از اختیارم است با نیروی فکر کنترل کنم؟

توکل و کیمیاگری

این جلسه در دهه کیمیاگری قرار دارد و توکل مستقیماً با هنر تبدیل ارتباط پیدا می‌کند.

تا زمانی که فقط یک نتیجه خاص را قبول داریم، هر اتفاق مخالف آن به‌سادگی «شکست» نامیده می‌شود.

وقتی کمی رهاشدگی ایجاد شود، امکان دیگری باز می‌شود.

نقشه خراب شده است؛ چه چیزی را آشکار کرده؟

انتظار برآورده نشده است؛ چه وابستگی‌ای بالا آمده؟

راه بسته شده است؛ آیا مسیر دیگری وجود دارد؟

کسی خلاف خواسته ما رفتار کرده است؛ کدام بخش من می‌خواست زندگی او را کنترل کند؟

توکل کمک می‌کند همه انرژی در جنگ با واقعیت مصرف نشود و بخشی از آن وارد مشاهده، تصمیم و تبدیل شود.

سپردن یعنی از مسئولیت فرار نکردن

یکی از ظریف‌ترین مرزهای توکل همین‌جاست:

بعضی امور را باید سپرد.

بعضی مسئولیت‌ها را نیز خدا در همین زندگی بر عهده خود انسان قرار داده است.

اگر سهم تو عذرخواهی است، انجامش بده.

اگر سهم تو کار و تلاش است، انجامش بده.

اگر درمان لازم است، پیگیری کن.

اگر تصمیم گرفتن بر عهده توست، تصمیم بگیر.

اگر باید صبر کنی، صبر کن.

اگر باید از موقعیتی زیان‌آور فاصله بگیری، اقدام کن.

توکل یعنی کار خدا را روی دوش خودت نگذاری و کار خودت را هم به نام خدا کنار نگذاری.

شناخت همین مرز، یکی از نشانه‌های بلوغ این مرحله است.

سبک‌بالی؛ وقتی همه پرونده‌ها مال تو نیستند

بخش زیادی از خستگی ما از این تصور می‌آید که باید همه چیز را خودمان اداره کنیم.

آینده را تضمین کنیم.

حال همه را خوب نگه داریم.

جلوی تمام ضررها را بگیریم.

همه آدم‌ها را تغییر دهیم.

اجازه ندهیم هیچ اتفاق پیش‌بینی‌نشده‌ای رخ دهد.

بار سنگینی است.

توکل آرام‌آرام بخشی از این بار را پایین می‌گذارد.

من مسئول قدم امروز خودم هستم.

قرار نیست تمام فردا را همین امروز حمل کنم.

وقتی این معنا از یک جمله به کیفیتی درونی نزدیک شود، سبک‌بالی نیز از یک تعبیر عرفانی به تجربه‌ای ملموس‌تر در زندگی تبدیل می‌شود.

ذکر این مرحله

ذکر این مرحله چنین معرفی شده است:

تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ

یعنی:

«بر خدا توکل کردم.»

اصل این عبارت در قرآن نیز آمده است:

إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَرَبِّكُمْ

قرآن کریم، سوره هود، آیه ۵۶

در این مرحله، ذکر «توکلت علی الله» یادآور لحظه‌ای است که مسئله‌ای را سپرده‌ایم، اما ذهن دوباره می‌خواهد آن را از روی میز بردارد.

هر بار که همان پرونده باز شد، می‌توان پرسید:

در همین لحظه چه کاری از من ساخته است؟

اگر کاری هست، انجامش بده.

اگر نیست و سهم خودت را انجام داده‌ای، پرونده را دوباره برندار.

تدبیر می‌کنم، اما به تدبیرم نمی‌چسبم.

برنامه می‌ریزم، اما برنامه را جای خدا نمی‌نشانم.

تلاش می‌کنم، اما نتیجه را ملک خودم نمی‌دانم.

و وقتی راهی که کشیده بودم بسته می‌شود، پس از دیدن و پذیرفتن واقعیت، دوباره می‌پرسم:

حالا قدم بعدی چیست؟

منابع

  • قرآن کریم، سوره احزاب، آیه ۳؛ «وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا».
  • قرآن کریم، سوره آل‌عمران، آیه ۱۵۹؛ مشورت، عزم و سپس توکل.
  • قرآن کریم، سوره هود، آیه ۵۶؛ «إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ».
  • مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش‌های ۴۴ و ۴۶؛ ابیات درباره توکل، قضا و حیله انسان.
  • مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، مثنوی معنوی، دفتر سوم، ابیات ۱۸۷۶ و ۱۸۷۷؛ ابیات مربوط به آتش و چراغ.

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ها و نظرات

نظرات و تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

ثبت دیدگاه جدید
0 / 1000 کاراکتر
نظرات کاربران0

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارد!