
تشخیص حق از باطل (بخش سوم ) | چرا باطل حق جلوه می کند؟
ذهن ما فقط واقعیت را دریافت نمیکند؛ تجربهها، ترسها، رسانه و باورهای قبلی در معنایی که به واقعیت میدهیم نقش دارند. این مقاله مسیر عبور از تصویر ذهنی حقیقت به سوی دیدن عمیقتر را بررسی میکند.

تشخیص حق از باطل (بخش دوم) | سنگ محک
بعد از اینکه فهمیدیم برای دیدن حقیقت به چشم و دل آماده نیاز داریم، حالا باید بدانیم با چه معیارهایی یک راه، تفسیر یا جریان را بسنجیم. این مقاله پنج سنگ محک عملی برای تشخیص حق از باطل ارائه میکند.

تشخیص حق از باطل (بخش اول) | نگاه مولانا به حقیقت
چرا هر انسانی تصور میکند حق با اوست؟ مولانا برای تشخیص حق از باطل از مرتبهای عمیقتر از دیدن و شنیدن سخن میگوید؛ چشم دلی که با بیداری، مراقبت و شناخت درون روشن میشود.

مراتب سلوک؛ قسمت سیونهم: عید بیداری
چهل شب تمام شده است، اما سلوک تازه از جایی جدی میشود که جلسات تمام میشوند. عید بیداری جشن رسیدن نیست؛ جشن این است که حالا راه بازگشت را کمی بهتر میشناسیم.

مراتب سلوک؛ قسمت سیوهشتم : آغازی بر پایان
بعضی پوستهها زمانی از ما محافظت کردهاند، اما قرار نیست برای همیشه خانه ما بمانند. بلوغ یعنی بفهمیم چه چیزی زمانی لازم بوده و امروز زمان رها کردنش رسیده است.

مراتب سلوک؛ قسمت سیوهفتم: قضا و قدر
همه بادهای زندگی در اختیار ما نیستند، اما بادبان کاملاً بیاختیار هم نیست. این مرحله درباره مرزی است میان چیزهایی که نمیتوانیم کنترل کنیم و انتخابهایی که هر روز مسیر بعدی زندگی را میسازند.

مراتب سلوک؛ قسمت سیوششم: بقای بعد از فنا
فنا پایان زندگی نبود. بقا یعنی به همان خانه، کار، رابطه و جامعه برگردی، اما دیگر همه آنها را برای ساختن «من» نخواهی. ظاهر زندگی شاید همان باشد؛ منبعی که از آن زندگی میکنی تغییر کرده است.

مراتب سلوک؛ قسمت سیوپنجم : فنا
فنا قرار نیست انسان را نابود کند. در زبان این مسیر، آن چیزی کمرنگ میشود که سالها به اشتباه تمام «من» تصورش کردهایم؛ عنوان، مالکیت، تأیید، حرص و منیتی که میخواهد همهچیز به نام خودش ثبت شود.

مراتب سلوک؛ قسمت سیوچهارم : چشم دل
هر حس درونی شهود نیست. ترس، وابستگی، خشم و هوس هم میتوانند خودشان را به شکل یک «حس قوی» نشان دهند. چشم دل زمانی روشنتر میشود که هم درون آرامتر باشد و هم عقل، واقعیت و مسئولیت کنار گذاشته نشوند.