مراتب سلوک؛ قسمت سی‌وچهارم : چشم دل

هر حس درونی شهود نیست. ترس، وابستگی، خشم و هوس هم می‌توانند خودشان را به شکل یک «حس قوی» نشان دهند. چشم دل زمانی روشن‌تر می‌شود که هم درون آرام‌تر باشد و هم عقل، واقعیت و مسئولیت کنار گذاشته نشوند.

مراتب سلوک؛ قسمت سی‌وسوم: چشم دل

گاهی سر یک دوراهی می‌ایستیم و هرچه بیشتر فکر می‌کنیم، کمتر می‌فهمیم چه باید بکنیم.

مزایا و معایب را می‌نویسیم.

با چند نفر مشورت می‌کنیم.

سناریوهای مختلف را بررسی می‌کنیم.

از نظر حساب‌وکتاب ذهن شاید همه‌چیز درست باشد، اما چیزی در درون آرام نیست.

گاهی هم برعکس است. مسیری روی کاغذ چندان قابل توضیح نیست، اما درون انسان نسبت به بررسی کردن آن نوعی گشایش یا آرامش وجود دارد.

در این مرحله، استاد سعیدیان از دو مفهوم «عقل جزئی» و «عقل کلی» سخن می‌گوید.

عقل جزئی در این آموزش همان بخش محاسبه‌گر، تحلیل‌گر و برنامه‌ریز است؛ ابزاری ضروری برای اداره بسیاری از امور زندگی.

عقل کلی در زبان عرفانی این مسیر به ادراکی وسیع‌تر و شهودی اشاره دارد؛ چیزی که جلسه از آن با عنوان «چشم دل» نیز یاد می‌کند.

قرار نیست عقل را کنار بگذاریم تا شهودی شویم. مسئله این است که از هر ابزار در جای خودش استفاده کنیم.

فهرست مطالب

  1. شهود چیست؟
  2. عقل جزئی؛ خدمتگزاری که نباید پادشاه شود
  3. مولانا و پای چوبین استدلال
  4. عقل جزئی و خطر وهم و ظن
  5. عقل کلی در زبان این آموزش
  6. دیدن خیابان از ارتفاع بالاتر
  7. چشم دل چگونه خودش را نشان می‌دهد؟
  8. هر احساس درونی شهود نیست
  9. ترس، هوس و زخم‌های قدیمی چه می‌کنند؟
  10. برای شنیدن، باید کمی ساکت شد
  11. نقطه صفر؛ جایی که صداها روشن‌تر می‌شوند
  12. عقل کلی جهت می‌دهد، عقل جزئی اجرا می‌کند
  13. قطب‌نما و ابزار پیمودن راه
  14. شهود با خیال، هوس و اضطراب چه تفاوتی دارد؟
  15. شهود خطاناپذیر نیست
  16. چشم دل را چگونه تقویت کنیم؟
  17. آب گل‌آلود را بیشتر به هم نزن
  18. تصمیم‌های بزرگ را فقط به یک حس لحظه‌ای نسپار
  19. شهود در ازدواج و رابطه
  20. شهود در پول، درمان و قرارداد
  21. هم چشم سر، هم چشم دل
  22. یک روش عملی برای تصمیم‌های شهودی
  23. ذکر این مرحله
  24. منابع

شهود چیست؟

در این جلسه، شهود به نوعی ادراک درونی اشاره دارد که همیشه از مسیر استدلال طولانی و محاسبه قدم‌به‌قدم ظاهر نمی‌شود.

گاهی انسان چیزی را هنوز نمی‌تواند با ده دلیل توضیح دهد، اما نسبت به آن احساس جهت دارد.

این جهت ممکن است به شکل آرامش ظاهر شود.

گاهی گشایش.

گاهی یک مکث.

و گاهی حسی که می‌گوید:

اینجا چیزی نیاز به بررسی بیشتری دارد.

اما همین‌جا باید مهم‌ترین مرز این مقاله را روشن کنیم:

هر حس قوی، ندای درون نیست و هر ندای درونی نیز الزاماً حقیقتی خطاناپذیر درباره جهان بیرون نیست.

عقل جزئی؛ خدمتگزاری که نباید پادشاه شود

عقل جزئی دشمن انسان نیست.

برای زندگی روزمره به آن احتیاج داریم.

می‌خواهی کالایی بخری، قیمت و کیفیت را مقایسه می‌کنی.

می‌خواهی سفر بروی، مسیرها را بررسی می‌کنی.

در کار، حساب‌وکتاب انجام می‌دهی.

بدن علامتی دارد، اطلاعات جمع می‌کنی و برای ارزیابی پزشکی اقدام می‌کنی.

قراردادی داری، بندهایش را می‌خوانی.

برای مسئله‌ای فنی، علت‌ها را بررسی می‌کنی.

همه این‌ها کار عقل تحلیلی‌اند و کنار گذاشتنشان فضیلت سلوکی نیست.

مسئله زمانی آغاز می‌شود که از ابزاری که با اطلاعات محدود کار می‌کند انتظار داشته باشیم درباره تمام حقیقت وجود حکم نهایی بدهد.

اگر داده ناقص باشد، نتیجه ممکن است ناقص باشد.

اگر فرض اولیه اشتباه باشد، حتی یک محاسبه دقیق نیز می‌تواند به مقصد نادرست برسد.

مولانا و پای چوبین استدلال

مولانا در دفتر اول مثنوی می‌گوید:

پای استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی‌تمکین بود
مولانا، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۱۰۵

این بیت بارها به معنای نفی کامل عقل و استدلال نقل شده است، اما چنین استفاده‌ای می‌تواند افراطی باشد.

در همان بخش، مولانا از قیاس و دلیل به عصایی تشبیهی سخن می‌گوید که می‌تواند وسیله راه رفتن باشد، اما نباید جای بینایی را بگیرد.

در کاربرد این جلسه نیز نکته همین است:

استدلال ابزار ارزشمندی است.

اما از «پای چوبین» انتظار بال پرواز نداشته باش.

عقل جزئی و خطر وهم و ظن

مولانا در دفتر سوم مثنوی درباره عقل جزئی نیز می‌گوید:

عقل جزوی آفتش وهم است و ظن زانک در ظلمات شد او را وطن
مولانا، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش ۶۱

این بیت در بستری درباره اثر وهم آمده است.

در استفاده این مقاله، اهمیت آن در یادآوری محدودیت ادراک ماست.

ذهن فقط با «واقعیت خالص» کار نمی‌کند.

ترس، پیش‌فرض، تجربه گذشته، میل شخصی و برداشت‌های ناقص نیز می‌توانند وارد تحلیل شوند.

پس حتی زمانی که فکر می‌کنیم کاملاً منطقی هستیم، خوب است فرض‌های اولیه خودمان را هم بررسی کنیم.

عقل کلی در زبان این آموزش

مولانا در جایی دیگر می‌گوید:

عقل جزوی گاه چیره گه نگون عقل کلی آمن از ریب المنون
مولانا، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش ۴۳

«عقل کل» و «عقل کلی» در سنت مولانا مفاهیم پیچیده‌تری از یک حس لحظه‌ای دارند و نباید آن‌ها را به سادگی مترادف «هر چیزی که دلم گفت» گرفت.

در ساختار آموزشی این جلسه، عقل کلی برای اشاره به لایه‌ای وسیع‌تر از ادراک به کار می‌رود که با شهود، حضور و دیدن فراتر از محاسبات فوری ذهن پیوند دارد.

بنابراین وقتی در این مقاله از عقل کلی حرف می‌زنیم، منظور همان چارچوب آموزشی این دوره است، نه ارائه یک تعریف جامع فلسفی از اصطلاح عقل کل.

دیدن خیابان از ارتفاع بالاتر

جلسه برای توضیح این تفاوت از زاویه دید استفاده می‌کند.

فرض کن در کف خیابان ایستاده‌ای.

فقط چند متر روبه‌روی خودت را می‌بینی.

ماشینی ترمز کرده است.

مسیر شلوغ شده.

بر اساس همین صحنه نتیجه می‌گیری.

اگر چند طبقه بالاتر بروی، بخش بزرگ‌تری از مسیر آشکار می‌شود.

ممکن است ببینی چند کوچه جلوتر چه اتفاقی افتاده یا راه دیگری وجود دارد.

در زبان جلسه، عقل جزئی به دید محدود خیابان و عقل کلی به دید وسیع‌تر تشبیه می‌شود.

این مثال به معنای توانایی پیشگویی قطعی آینده نیست.

فقط محدود بودن قاب دید فعلی ما را یادآوری می‌کند.

چشم دل چگونه خودش را نشان می‌دهد؟

شهود در توصیف این جلسه معمولاً با سروصدای فراوان همراه نیست.

ذهن می‌تواند ساعت‌ها استدلال کند.

سناریو بسازد.

بترساند.

هیجان ایجاد کند.

از یک فرض به فرض بعدی بپرد.

اما گاهی در کنار همه این صداها کیفیت ساده‌تری وجود دارد.

احساس گشایش.

مکث.

آرامشی نسبت به یک جهت.

یا حسی که می‌گوید:

فعلاً صبر کن.

بیشتر بررسی کن.

این مسیر را نادیده نگیر.

با این حال، ظاهر آرام یا شدید یک احساس برای اثبات شهودی بودن آن کافی نیست.

هر احساس درونی شهود نیست

این شاید مهم‌ترین بخش موضوع چشم دل باشد.

ترس هم درون ما صحبت می‌کند.

اضطراب هم در بدن احساس می‌شود.

خاطره‌های قدیمی نیز ممکن است موقعیت جدید را خطرناک جلوه دهند.

هوس می‌تواند احساس گشایش ایجاد کند.

وابستگی ممکن است با صدای بسیار مطمئن بگوید:

این همان چیزی است که برای تو ساخته شده است.

خشم می‌تواند انتقام را به شکل «من مطمئنم باید این کار را بکنم» ظاهر کند.

پس کار سالک این نیست که هر احساسی را تقدیس کند.

کار اصلی شناختن صداهای مختلف درون است.

ترس، هوس و زخم‌های قدیمی چه می‌کنند؟

فرض کن تجربه تلخی از یک رابطه داشته‌ای.

فرد تازه‌ای وارد زندگی می‌شود و رفتار کوچکی شبیه فرد قبلی دارد.

ممکن است بدن فوراً منقبض شود.

این انقباض ارزش توجه دارد.

اما هنوز نمی‌دانیم:

یک خطر واقعی را دیده‌ایم؟

یا حافظه دردناک گذشته فعال شده است؟

ممکن است هر دو هم‌زمان درست باشند.

به همین دلیل، شهود سالم با خودشناسی و واقعیت‌سنجی دشمن نیست.

هرچه ترس‌ها، وابستگی‌ها و الگوهای خودمان را بهتر بشناسیم، احتمال اینکه هر واکنش خودکار را «چشم دل» بنامیم کمتر می‌شود.

برای شنیدن، باید کمی ساکت شد

اگر چند صدا هم‌زمان فریاد بزنند، شنیدن یک صدای آرام دشوار می‌شود.

ذهن می‌گوید:

زود باش.

فرصت تمام می‌شود.

اگر او را از دست بدهی دیگر کسی پیدا نمی‌شود.

اگر این پول را نگیری همه چیز خراب می‌شود.

اگر جواب ندهی فکر می‌کنند ضعیفی.

اگر بقیه جلو بیفتند چه؟

گاهی بهترین کار این است که اطلاعات لازم را جمع کنیم، فکر لازم را انجام بدهیم و بعد مدتی تولید سناریوی تازه را متوقف کنیم.

خاموشی در این معنا نابود کردن فکر نیست.

فاصله گرفتن کوتاه از فکر است تا فکر تنها صدایی نباشد که اجازه شنیده شدن دارد.

نقطه صفر؛ جایی که صداها روشن‌تر می‌شوند

ارتباط شهود با «نقطه صفر» در این مرحله مهم است.

وقتی وحشت‌زده‌ای، هر علامتی می‌تواند به زبان ترس ترجمه شود.

وقتی شدیداً خواسته‌ای را می‌خواهی، ذهن تمایل دارد نشانه‌های موافق را بیشتر ببیند.

وقتی خشمگینی، ممکن است واکنش انتقام‌جویانه کاملاً «درست» احساس شود.

وقتی هیجان بسیار شدید است، بخشی از اطلاعات مخالف خواسته ممکن است نادیده گرفته شود.

پس قبل از سؤال «شهود من چه می‌گوید؟» سؤال دیگری ارزشمند است:

الان چقدر در مرکز هستم؟

اگر ممکن است، پیش از تصمیمی بزرگ اجازه بده موج اولیه ترس، خشم یا هیجان کمی فروکش کند.

بعد دوباره ببین.

عقل کلی جهت می‌دهد، عقل جزئی اجرا می‌کند

یکی از مهم‌ترین پیام‌های این جلسه، همکاری این دو ساحت است.

فرض کنیم موضوع شغل است.

لایه عمیق‌تر ادراک ممکن است چنین جهتی نشان دهد:

این کار فقط وسیله درآمد نباشد.

با ارزش‌های اصلی من تعارض جدی نداشته باشد.

همه هویتم را نبلعد.

امکان رشد و خدمت در آن وجود داشته باشد.

بعد عقل جزئی وارد می‌شود:

چه مهارتی لازم دارم؟

درآمد چقدر است؟

بازار کار چیست؟

چه هزینه‌ای دارد؟

چه زمانی مناسب اقدام است؟

قرارداد چه بندهایی دارد؟

یکی جهت کلی را بررسی می‌کند و دیگری برای حرکت واقعی نقشه می‌سازد.

قطب‌نما و ابزار پیمودن راه

می‌توان این دو را به قطب‌نما و ابزار پیمودن مسیر تشبیه کرد.

قطب‌نما جهت را نشان می‌دهد.

اما با قطب‌نما به تنهایی نمی‌توان از هر کوهی عبور کرد.

نقشه، کفش، زمان‌بندی، آب، اطلاعات و مهارت هم لازم‌اند.

از سوی دیگر، داشتن تمام ابزارها بدون دانستن جهت نیز ممکن است ما را بسیار سریع به جای اشتباه برساند.

پس جمله مناسب این مرحله نه «عقل را کنار بگذار» است و نه «فقط چیزی حقیقی است که قابل محاسبه باشد».

جهت درونی را بشنو و برای حرکت بیرونی از عقل و واقعیت استفاده کن.

شهود با خیال، هوس و اضطراب چه تفاوتی دارد؟

در چارچوب جلسه می‌توان چند نشانه تقریبی را بررسی کرد.

هوس معمولاً فوری می‌خواهد:

الان.

باید مال من شود.

اگر نرسد تحمل نمی‌کنم.

ترس معمولاً فوریت ایجاد می‌کند:

زود تصمیم بگیر.

همه چیز را کنترل کن.

اگر همین حالا کاری نکنی فاجعه می‌شود.

ذهن حسابگر ممکن است ساعت‌ها سناریو بسازد، بدون اینکه تصمیم روشن‌تر شود.

شهود در توصیف این آموزش اغلب ساده‌تر و کم‌حرف‌تر است.

اما این‌ها فقط نشانه‌های احتمالی‌اند.

هیچ‌کدام آزمون قطعی برای تشخیص شهود نیستند.

شهود خطاناپذیر نیست

یک خطر جدی در مسیرهای معنوی این است که انسان هر اطمینان درونی را «حقیقت» یا «پیام قطعی» اعلام کند.

ممکن است اشتباه کنیم.

ممکن است اطلاعاتی را ندانیم.

ممکن است میل شخصی روی برداشت ما اثر گذاشته باشد.

ممکن است تجربه گذشته تصمیم امروز را رنگ کرده باشد.

به همین دلیل تواضع بخشی از شهود است.

می‌توان گفت:

حس درونی من فعلاً این جهت را نشان می‌دهد.

حالا ببینم واقعیت چه می‌گوید.

به جای اینکه بگوییم:

من شهود کرده‌ام، پس حتماً حقیقت همین است.

چشم دل را چگونه تقویت کنیم؟

در این آموزش، شهود بیشتر از اینکه با اضافه کردن یک توان عجیب ساخته شود، با کم شدن نویزها روشن‌تر می‌شود.

کینه‌ای دیده می‌شود.

یک صدا کمتر.

وابستگی ضعیف‌تر می‌شود.

یک تحریف کمتر.

ترسی شناخته می‌شود.

یک واکنش خودکار کمتر.

نیاز به تأیید کاهش پیدا می‌کند.

یک انگیزه پنهان کمتر.

حضور بیشتر می‌شود.

امکان دیدن روشن‌تر بیشتر می‌شود.

بنابراین همه منازل قبلی این سلوک می‌توانند مقدمه‌ای برای این مرحله دیده شوند.

آب گل‌آلود را بیشتر به هم نزن

تمثیل ساده‌ای برای این فرایند آب گل‌آلود است.

اگر مدام آب را هم بزنیم، گل فرصت ته‌نشین شدن ندارد.

برای زلال‌تر شدن همیشه لازم نیست چیزی به آب اضافه شود.

گاهی باید کمی دست از هم زدن برداشت.

ذهن نیز گاهی همین‌طور است.

به مسئله فکر کرده‌ای.

اطلاعات جمع کرده‌ای.

مشورت لازم را انجام داده‌ای.

شاید مرحله بعد تولید پنجاه سناریوی تازه نباشد.

شاید لازم باشد کمی مکث کنی.

تصمیم‌های بزرگ را فقط به یک حس لحظه‌ای نسپار

در تصمیم‌های پرپیامد، شهود بهتر است تنها داده ما نباشد.

ازدواج.

سرمایه‌گذاری.

مهاجرت.

درمان.

قرارداد.

تغییر مهم شغلی.

اگر حس درونی نسبت به چیزی مثبت یا منفی است، آن را نادیده نگیر.

اما بعد شواهد واقعی را نیز بررسی کن.

اگر داده بیرونی با حس درونی تعارض جدی دارد، تعارض را جدی بگیر و بیشتر بررسی کن.

«دلم می‌گوید» قرار نیست جای تحقیق، تخصص و مسئولیت را بگیرد.

شهود در ازدواج و رابطه

فرض کن نسبت به فردی احساس بسیار خوبی داری.

این احساس ارزش توجه دارد.

اما برای تصمیم ازدواج هنوز چیزهای دیگری باید دیده شوند.

رفتار واقعی او چگونه است؟

در تعارض چه می‌کند؟

آیا دروغ می‌گوید؟

مسئولیت‌پذیر است؟

ارزش‌های اصلی دو نفر چقدر سازگارند؟

مرزها را رعایت می‌کند؟

سابقه رفتار او چه چیزی نشان می‌دهد؟

شهود ممکن است بگوید «این رابطه را جدی‌تر بررسی کن».

اما بررسی واقعی همچنان لازم است.

شهود در پول، درمان و قرارداد

در مسائل مالی، حس خوب جای بررسی ریسک را نمی‌گیرد.

در بیماری، حس درونی جای ارزیابی پزشک و اطلاعات پزشکی را نمی‌گیرد.

در قرارداد، آرامش قلبی جای خواندن متن را نمی‌گیرد.

در مهاجرت، اشتیاق درونی جای بررسی قانون، هزینه، کار و شرایط واقعی کشور مقصد را نمی‌گیرد.

اتفاقاً اگر چشم دل و عقل جزئی قرار است همکار باشند، یکی نباید دیگری را تعطیل کند.

سالک قرار نیست ساده‌لوح شود.

هم چشم سر، هم چشم دل

یکی از بهترین خلاصه‌های این مرحله همین است:

هم چشم سر داشته باش، هم چشم دل.

چشم سر واقعیت بیرونی را می‌بیند.

اطلاعات.

رفتار.

عدد.

پیامد.

شواهد.

چشم دل در زبان این آموزش می‌پرسد:

در عمق این مسیر چه کیفیتی وجود دارد؟

آیا با ارزش‌های اصلی من هماهنگ است؟

آیا از ترس انتخاب می‌کنم یا از وضوح؟

آیا این جهت مرا بازتر می‌کند یا فقط یک وابستگی قدیمی را تغذیه می‌کند؟

بلوغ تصمیم در کنار هم قرار گرفتن این دو نوع دیدن است.

یک روش عملی برای تصمیم‌های شهودی

برای یک تصمیم مهم می‌توان این مسیر را امتحان کرد:

  1. ابتدا مسئله را دقیق تعریف کن.
  2. اطلاعات واقعی و قابل بررسی را جمع کن.
  3. ترس‌ها، وابستگی‌ها و خواسته‌های شدید خودت را نام ببر.
  4. اگر در اوج خشم، وحشت یا هیجان هستی، برای تصمیم غیرضروری عجله نکن.
  5. بعد از فکر و مشورت لازم، برای مدتی مسئله را رها کن و در سکوت و حضور بمان.
  6. ببین کدام جهت درونت بدون اجبار و هیاهوی زیاد پایدارتر باقی می‌ماند.
  7. دوباره آن جهت را با واقعیت بیرونی بسنج.
  8. تصمیم بگیر و مسئولیت نتیجه تصمیم را نیز بپذیر.

این فرایند قرار نیست شهود را به فرمول تبدیل کند.

فقط کمک می‌کند «حس درونی» بدون بررسی به فرمان مطلق تبدیل نشود.

ذکر این مرحله

ذکر این مرحله در متن آموزشی چنین معرفی شده است:

يَا هَادِي

یعنی:

«ای هدایت‌کننده.»

ریشه این وصف در قرآن نیز روشن است:

وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا

قرآن کریم، سوره فرقان، آیه ۳۱

یعنی پروردگار تو برای هدایت و یاری کافی است.

در این مرحله، «یا هادی» برای گرفتن پاسخ جادویی و فوری معرفی نمی‌شود.

معنای همراه آن چنین است:

کمکم کن چیزی را که نفسم می‌خواهد، به نام هدایت تو نشنوم.

کمکم کن ترسم را ببینم.

حرصم را بشناسم.

داده‌های واقعی را نادیده نگیرم.

از عقل خودم استفاده کنم.

و بعد از میان این صداها، جهت روشن‌تر را بهتر تشخیص بدهم.

عقل جزئی خدمت کند، نه حکومت.

چشم سر باز بماند و چشم دل نیز آرام‌آرام روشن‌تر شود.

و هرجا میان ترس، هوس، عادت و شهود گم شدم، پیش از هر چیز دوباره به مرکز برگردم.

شاید چشم دل از همان‌جا روشن‌تر شود؛ جایی که برای لحظه‌ای دست از فریاد زدن برمی‌داریم و واقعاً گوش می‌دهیم.

منابع

  • مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۱۰۵؛ «پای استدلالیان چوبین بود».
  • مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش ۶۱؛ «عقل جزوی آفتش وهم است و ظن».
  • مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش ۴۳؛ «عقل جزوی گاه چیره گه نگون».
  • قرآن کریم، سوره فرقان، آیه ۳۱؛ «وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ هَادِيًا وَنَصِيرًا».

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ها و نظرات

نظرات و تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

ثبت دیدگاه جدید
0 / 1000 کاراکتر
نظرات کاربران0

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارد!