مراتب سلوک؛ قسمت بیستوسوم: صبر زیبا
میوهای را تصور کنید که هنوز نرسیده است.
ظاهرش شبیه همان میوهای است که چند روز بعد شیرین خواهد شد، اما اگر زودتر از موعد از شاخه جدا شود، طعم دیگری دارد.
مشکل از خود میوه نیست.
وقت آن هنوز نرسیده است.
بخش زیادی از بیقراریهای ما نیز از همینجا آغاز میشود. چیزی را پیش از رسیدن میخواهیم، نتیجهای را به سمت امروز میکشیم، رابطهای را مجبور به شکل گرفتن میکنیم یا فرایندی را که زمان میخواهد تحت فشار قرار میدهیم.
در این مرحله از سلوک، قرار است با زمان رابطه متفاوتی پیدا کنیم.
صبر زیبا یعنی سهم خودمان را انجام بدهیم و در همان حال بپذیریم که رسیدن هر میوهای فقط با ساعت ذهن ما تعیین نمیشود.
شاید یکی از عمیقترین تصویرهای این مرحله همین باشد:
پایان را ببینی، زمانی که هنوز نشانه روشنی از آن در آغاز دیده نمیشود.
فهرست مطالب
- صبر زیبا چیست؟
- صبر با تحمل خاموش فرق دارد
- مولانا؛ صبر خودش یک کیمیاست
- کشاورز هر روز دانه را از خاک بیرون نمیآورد
- دوره زیر خاک بودن
- اول ریشه را بساز
- دیدن پایان در آغاز
- مولانا؛ در بسته همیشه پایان راه نیست
- وقتی مدتی هیچ نتیجهای دیده نمیشود
- تمثیل بدهی و پاک شدن انباشتگیهای گذشته
- راه درست را فقط به خاطر دیر شدن نتیجه رها نکن
- حضرت یوسف و پختگی زمان
- صبر با بیعملی فرق دارد
- صبر و توکل کجا به هم میرسند؟
- زمانبندی خدا در این آموزش
- گاهی تأخیر، زمان ساخته شدن ظرف است
- صبر چگونه سعه صدر میسازد؟
- صبر زیبا چه کیفیتی دارد؟
- صبر در قرآن
- هسته را بکار و هر روز نبش قبرش نکن
- ذکر این مرحله
- منابع
صبر زیبا چیست؟
عنوان این مرحله با تعبیر قرآنی «صبر جمیل» نیز نسبت معنایی پیدا میکند.
در سوره یوسف، حضرت یعقوب در موقعیتهایی بسیار دشوار میگوید:
فَصَبْرٌ جَمِيلٌ
قرآن کریم، سوره یوسف، آیات ۱۸ و ۸۳
در چارچوب این جلسه، صبر زیبا فقط منتظر ماندن نیست.
کیفیتی است که در آن انسان واقعیت فعلی را میبیند، وظیفه خودش را انجام میدهد و اجازه نمیدهد عجله برای نتیجه، فرایندی را که هنوز کامل نشده خراب کند.
صبر زیبا با امید همراه است.
امروز را انکار نمیکند و تمام آینده را نیز در همین امروز خلاصه نمیکند.
صبر با تحمل خاموش فرق دارد
ما گاهی دندانهایمان را روی هم میگذاریم و اسم آن را صبر میگذاریم.
در ظاهر چیزی نمیگوییم، اما درون مدام میپرسد:
پس کی؟
تا کی؟
چقدر دیگر؟
چرا هنوز اتفاق نیفتاده است؟
چنین حالتی ممکن است از بیرون آرام دیده شود و در درون سرشار از مقاومت باشد.
صبر در این آموزش کیفیت دیگری دارد.
انسان تلاش میکند با ریتم فرایندی هماهنگ شود که همیشه با شتاب ذهن او یکی نیست.
ذهن نتیجه را دیده و میخواهد همان لحظه آن را داشته باشد.
صبر، مسیر رسیدن به نتیجه را نیز میبیند.
گاهی هنوز خودِ انسان باید چیزی را بیاموزد، ظرفی بسازد یا مرحلهای را طی کند.
پس هر تأخیری الزاماً به معنای محرومیت نیست.
مولانا؛ صبر خودش یک کیمیاست
مولانا در داستان لقمان و داود در دفتر سوم مثنوی، صبر را مستقیماً به کیمیا تشبیه میکند:
در خود حکایت نیز لقمان با چیزی روبهرو میشود که معنایش را نمیداند. میتواند فوراً سؤال کند، اما صبر میکند و با کامل شدن کار داود، پاسخ بدون عجله برایش روشن میشود.
همین تصویر با دهه کیمیاگری این سلوک هماهنگ است.
بعضی فرایندهای تبدیل اگر دائماً قطع شوند، فرصت کامل شدن پیدا نمیکنند.
صبر اجازه میدهد چیزی که هنوز در مرحله ساخته شدن است، به بلوغ خودش برسد.
کشاورز هر روز دانه را از خاک بیرون نمیآورد
یکی از روشنترین نمونههای صبر هر روز در طبیعت اتفاق میافتد.
کشاورز دانه را در خاک میکارد.
روی آن خاک میریزد.
از بیرون چه میبیند؟
تقریباً هیچ.
دانه ناپدید شده است.
ساقهای وجود ندارد.
نشانه آشکاری از محصول دیده نمیشود.
اما کشاورز هر صبح خاک را کنار نمیزند تا بررسی کند ریشه چقدر رشد کرده است.
اگر مدام دانه را بیرون بیاورد، همان فرایندی را که منتظرش است مختل میکند.
او چیزی را میداند که در آن لحظه روی سطح خاک دیده نمیشود:
ممکن است رشد در جایی اتفاق بیفتد که هنوز چشم آن را نمیبیند.
دوره زیر خاک بودن
در این جلسه، بعضی دورههای مسیر معنوی به «زیر خاک بودن» تشبیه میشوند.
ممکن است حرکتهای قبلی متوقف شده باشند.
بعضی آدمها از زندگی کنار رفته باشند.
خواستههایی که زمانی تمام انگیزه ما بودند دیگر همان جذابیت را نداشته باشند.
و در همان حال هنوز چیز تازهای که قرار است جای آنها را بگیرد کاملاً روشن نشده باشد.
قبلاً میدانستی برای چه میدوی:
پول بیشتر.
توجه بیشتر.
موقعیت بهتر.
تفریح بیشتر.
تأیید بیشتر.
حالا بخشی از آن دویدنها معنای سابق را از دست دادهاند، اما نقشه تازه هنوز کامل نیست.
این فاصله میتواند گیجکننده باشد.
در زبان این آموزش، شاید بخشی از کار در این مرحله روی سطح اتفاق نمیافتد.
ریشه در حال ساخته شدن است.
اول ریشه را بساز
بیداری همیشه با حالهای خوش، کشفهای بزرگ یا احساس دائمی نور همراه نیست.
گاهی بخش مهمی از تغییر آرام و نامرئی اتفاق میافتد.
انسان کمتر به بعضی محرکها واکنش نشان میدهد.
وابستگیای آرامآرام ضعیف میشود.
نقشی که سالها بازی کرده قدرت قبلی را ندارد.
یک تصمیم درونی هنوز به نتیجه بیرونی نرسیده، اما کیفیت نگاه تغییر کرده است.
اگر سالک در این مرحله فقط به دنبال دیده شدن سریع نتیجه باشد، ممکن است دوباره همان الگوهای گذشته را با عنوانی تازه ادامه دهد.
پیام این بخش چنین است:
برای دیده شدن عجله نکن.
برای میوه عجله نکن.
ابتدا ریشه را قوی کن.
البته هر دوره طولانی بیانگیزگی، کنارهگیری یا افت عملکرد را نباید خودکار «دوره زیر خاک بودن معنوی» نامید. بعضی وضعیتها ممکن است نیازمند بررسی و کمک تخصصی باشند.
دیدن پایان در آغاز
در فایلهای آموزشی طرح الهی، صبر با تصویرهایی توضیح داده میشود که همگی یک معنا را منتقل میکنند:
به خار نگاه کنی و امکان گل را هم ببینی.
شب را ببینی و صبح را فراموش نکنی.
هلال را ببینی و بدانی این تمام صورت ماه نیست.
دانه را ببینی و امکان خرمن را نیز در نظر داشته باشی.
انسان بیقرار معمولاً فقط وضعیت فعلی را میبیند:
الان راه بسته است.
الان پول نیست.
الان پاسخی نیامده است.
الان تغییری نمیبینم.
صبر افق دید را کمی گستردهتر میکند:
آنچه امروز دیده میشود ممکن است تمام فرایند نباشد.
مولانا؛ در بسته همیشه پایان راه نیست
مولانا در غزل ۷۶۵ دیوان شمس میگوید:
در کاربرد این جلسه، در بسته الزاماً به معنای پایان تمام امکانها نیست.
گاهی توقف میتواند باعث شود چیزی دیده شود که در دویدن مداوم دیده نمیشد.
این ابیات البته وعده مکانیکی نمیدهند که هر در بستهای حتماً به همان خواسته قبلی یا نتیجهای بزرگتر منتهی میشود.
پیام سلوکی مقاله محدودتر است:
بسته شدن یک راه را فوراً با پایان تمام راهها یکی نکن.
وقتی مدتی هیچ نتیجهای دیده نمیشود
یکی از پرسشهای مهم مسیر این است:
من مدتی است روی خودم کار میکنم، پس چرا هنوز تغییر بزرگی نمیبینم؟
چرا هنوز مشکلات بیرونی وجود دارند؟
چرا همان خشم یا ترس گاهی برمیگردد؟
چرا زندگی ظاهری فوراً تغییر نکرده است؟
در چارچوب این آموزش، سالها زندگی با الگوهای قبلی میتواند لایههایی ساخته باشد که تغییر جهت، یکشبه همه آنها را از بین نمیبرد.
گاهی بخشی از حرکت اولیه صرف دیدن و پاک کردن همان انباشتگیهای گذشته میشود.
تمثیل بدهی و پاک شدن انباشتگیهای گذشته
استاد سعیدیان برای توضیح این وضعیت از مثال بدهی استفاده میکند.
فرض کنید مدتها بدهکار بودهاید و حالا منبع درآمد تازهای به وجود آمده است.
درآمد وارد میشود، اما هنوز موجودی زیادی در حساب باقی نمیماند.
آیا درآمدی وجود ندارد؟
وجود دارد.
اما فعلاً بخشی از آن صرف پرداخت بدهی قبلی میشود.
در زبان این دوره، ممکن است «نور» و آگاهی تازه نیز مدتی صرف مواجهه با الگوها و تاریکیهای گذشته شود.
اگر انسان فقط به موجودی نهایی نگاه کند، ممکن است درست وسط فرایند بگوید:
فایدهای ندارد.
و همان مسیری را رها کند که هنوز محصولش کامل دیده نشده است.
این تمثیل بخشی از دستگاه عرفانی دوره است و «نور» در آن یک سنجه علمی یا قابل اندازهگیری نیست.
راه درست را فقط به خاطر دیر شدن نتیجه رها نکن
گاهی انسان با بررسی و آگاهی خودش مسیری را درست میبیند، اما چون پاداش فوری نمیگیرد زود از آن خارج میشود.
چند روز ذهنش را مشاهده میکند.
مدتی سکوت را تمرین میکند.
چند هفته روی یک واکنش قدیمی کار میکند.
بعد میگوید:
پس چه شد؟
هنوز همان آدم قبلی هستم.
این همان عجله برای چیدن میوهای است که هنوز کامل نرسیده است.
سلوک در این نگاه بیشتر شبیه کاشتن است تا فشردن یک دکمه.
صبر زیبا به معنای ادامه کورکورانه هر مسیر نیست. اگر شواهد تازه نشان دهند مسیر اشتباه یا زیانآور است، بازنگری لازم است.
اما اگر همچنان آن راه را درست میبینی، فقط دیر بودن نتیجه دلیل کافی برای رها کردن آن نیست.
حضرت یوسف و پختگی زمان
در این جلسه، داستان حضرت یوسف نیز بهعنوان تصویری برای زمان مطرح میشود.
قرآن میگوید حضرت یوسف چند سال در زندان ماند:
فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ
قرآن کریم، سوره یوسف، آیه ۴۲
اما ادامه داستان تنها به آزادی او ختم نمیشود.
پس از روشن شدن حقیقت، پادشاه او را فرا میخواند و حضرت یوسف به جایگاهی میرسد که مسئولیتی بزرگتر در اداره خزانههای سرزمین بر عهده میگیرد.
قرآن در ادامه میگوید:
وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي
قرآن کریم، سوره یوسف، آیه ۵۴
در تفسیر سلوکی این جلسه، این فاصله زمانی فقط «دیر آزاد شدن» دیده نمیشود؛ به دورهای پیوند میخورد که پایان آن جایگاهی متفاوت از صرف خروج فوری از زندان بود.
این برداشت، تفسیر تربیتی دوره از داستان است. خود قرآن نمیگوید تمام مدت زندان صرفاً برای آماده کردن حضرت یوسف برای آن مسئولیت طراحی شده بود.
اما داستان پرسش مهمی ایجاد میکند:
آیا فقط میخواهم این وضعیت هرچه زودتر تمام شود؟
یا میتوانم ببینم در این فاصله چه چیزی در من باید ساخته شود؟
صبر با بیعملی فرق دارد
کشاورز دانه را میکارد و بعد آن را فراموش نمیکند.
زمین را آماده میکند.
آب میدهد.
مراقبت میکند.
آنچه نمیتواند انجام دهد، کشیدن ساقه از خاک برای سریعتر رشد کردن است.
صبر نیز در این آموزش چنین است.
اگر باید درس بخوانی، درس بخوان.
اگر باید کار کنی، کار کن.
اگر درمان لازم است، پیگیری کن.
اگر مهارتی لازم داری، تمرین کن.
اگر گفتوگویی باید انجام شود، انجامش بده.
اگر رابطه سالمی نیازمند تلاش است، سهم خودت را انجام بده.
اما بعد از انجام کار، چیزی را که ذاتاً زمان میخواهد با زور جلو نکش.
بعضی چیزها با فشار سریعتر نمیشوند؛ فقط فرایندشان آسیب میبیند.
صبر و توکل کجا به هم میرسند؟
جلسه قبل درباره توکل بود و اینجا صبر ادامه طبیعی همان معناست.
توکل میگفت:
سهم خودت را انجام بده و مسئولیت همه آینده را حمل نکن.
صبر اضافه میکند:
بعد از کاشتن، اجازه بده فرایند زمان خودش را طی کند.
میتوان این پیوند را چنین خلاصه کرد:
من میکارم، مراقبت میکنم و نمیتوانم رشد را مجبور کنم.
همین مرز، هم مسئولیت انسان را حفظ میکند و هم او را از تلاش برای کنترل چیزی که مستقیماً در اختیارش نیست بیرون میآورد.
زمانبندی خدا در این آموزش
ذهن برای زندگی تقویم میسازد.
تا این سن باید ازدواج کرده باشم.
تا فلان تاریخ باید این مقدار پول داشته باشم.
تا پایان سال باید پروژه به نتیجه رسیده باشد.
در این مرحله، داشتن برنامه نفی نمیشود.
مشکل زمانی آغاز میشود که تقویم شخصی خودمان را به تنها زمان ممکن جهان تبدیل کنیم.
هر چیزی که دیرتر رخ دهد شکست دیده میشود.
صبر زیبا تلاش میکند انسان را کمی از اسارت این ساعت بیرون بیاورد.
در زبان جلسه گفته میشود:
خدا دیر نمیکند و زود هم نمیکند.
این جمله بیان جهانبینی و اعتماد معنوی همین آموزش است و نباید به فرمولی تبدیل شود که با آن بتوان زمان تمام وقایع زندگی را پیشبینی یا علت همه تأخیرها را مشخص کرد.
پیام تربیتی آن این است که «دیر شدن نسبت به برنامه من» الزاماً با «فراموش شدن من» یکسان نیست.
گاهی تأخیر، زمان ساخته شدن ظرف است
ما معمولاً فقط منتظر آماده شدن اتفاق بیرونی هستیم.
در این جلسه پرسش دیگری مطرح میشود:
آیا من هم برای چیزی که میخواهم آماده شدهام؟
موفقیت ممکن است پیش از ساخته شدن ظرفیت، فشار تازهای ایجاد کند.
پول بدون آمادگی میتواند مسئلههای دیگری بسازد.
رابطهای که بسیار سریع شکل میگیرد لزوماً فرصت شناخت کافی ایجاد نمیکند.
یک جایگاه بزرگتر ممکن است مسئولیتی بخواهد که هنوز برایش آماده نیستیم.
این بدان معنا نیست که هر اتفاق سریع، نادرست یا هر اتفاق دیر، حتماً حکیمانهتر است.
تمثیل «میوه کال» فقط یادآوری میکند که زمان و ظرفیت نیز بخشی از کیفیت نتیجهاند.
گاهی صبر فقط صبر برای رسیدن نیست.
صبر برای ظرف شدن است.
صبر چگونه سعه صدر میسازد؟
یکی از ثمرات صبر در این جلسه «سعه صدر» یا وسیعتر شدن ظرف درون معرفی میشود.
وقتی چیزی برخلاف میل ما اتفاق میافتد و فوراً منفجر نمیشویم، فضای بیشتری میان اتفاق و واکنش ایجاد میشود.
وقتی پاسخ را کمی عقب میاندازیم تا از نقطه آرامتری حرف بزنیم، ظرفیت انتخاب بیشتر میشود.
وقتی نتیجه دیر میرسد و فقط به دلیل بیقراری مسیر درست را رها نمیکنیم، تحمل فرایند افزایش پیدا میکند.
وقتی انسانی دشوار بخشی از سایههای ما را فعال میکند و به جای واکنش کور، خودمان را مشاهده میکنیم، ظرف شناخت وسیعتر میشود.
در این معنا، صبر فقط انتظار برای یک اتفاق خارجی نیست.
خودِ انتظار نیز میتواند بخشی از فرایند ساخته شدن انسان باشد.
صبر زیبا چه کیفیتی دارد؟
صبر زیبا چهره کسی نیست که هر روز آه میکشد و اعلام میکند:
من دارم صبر میکنم.
در این آموزش، زیر صبر زیبا نوعی اعتماد وجود دارد.
شبیه کشاورزی که دانه را کاشته است.
شبیه کسی که شب را میبیند و میداند شب وضعیت دائمی آسمان نیست.
دو واقعیت همزمان دیده میشوند:
امروز همان چیزی است که هست.
و آینده هنوز کاملاً نوشته و آشکار نشده است.
انسان امروز را به زور تغییر نمیدهد تا شبیه فردای دلخواه شود.
همزمان هم تصور نمیکند وضعیت امروز برای همیشه ادامه خواهد داشت.
صبر زیبا از همین جمع میان واقعبینی و امید شکل میگیرد.
صبر در قرآن
قرآن صبر را در کنار نماز وسیلهای برای یاری گرفتن معرفی میکند:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ
قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۵۳
صبر در این آیه صرفاً موضوعی حاشیهای نیست؛ چیزی است که برای عبور از مسیر از آن یاری خواسته میشود.
سوره عصر نیز ایمان، عمل صالح، حق و صبر را کنار یکدیگر میآورد:
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ
قرآن کریم، سوره عصر، آیه ۳
همین آیه در حکایت لقمان نیز زمینه بیت مولاناست:
در چارچوب این جلسه، دیدن حقیقت کافی نیست.
برای ماندن در مسیری که حقیقتش را دیدهای نیز به صبر نیاز داری، بهخصوص در دورهای که نتیجه هنوز آشکار نشده است.
هسته را بکار و هر روز نبش قبرش نکن
یکی از تصاویر پایانی جلسه کاشتن هسته است.
آرزویی را تصور کن.
ممکن است آرامش باشد.
شفای یک زخم درونی.
رشد.
تغییر یک عادت.
یا رسیدن به مرحلهای تازه از زندگی.
بذر را میکاری.
وظیفه امروزت را انجام میدهی.
بعد خاک توکل را روی آن میریزی.
یعنی هر روز خاک را کنار نمیزنی و نمیپرسی:
پس چرا نشد؟
چرا هنوز چیزی نمیبینم؟
چرا فلانی رسید و من نرسیدم؟
چرا جواب هنوز نیامده است؟
بذر را بکار.
آبش بده.
مراقبت کن.
و زندگی را ادامه بده.
بعضی چیزها فقط زمانی شیرین میشوند که فرصت رسیدن پیدا کنند.
ذکر این مرحله
ذکر این مرحله در متن آموزشی چنین معرفی شده است:
یا صَبُور
در سنت مشهور اسماء الهی، «الصبور» بهعنوان یکی از نامهای خدا شناخته شده است. این نام در فهرست اسمای نقلشده در جامع ترمذی نیز آمده، هرچند سند روایتِ مشتمل بر فهرست کامل نامها از نظر حدیثی قوی شمرده نشده است.
خود قرآن بارها از صبر و صابران سخن میگوید، اما در آیات بررسیشده «الصبور» بهصورت اسم صریح قرآنی خداوند نیامده است.
بنابراین در این مقاله، «یا صبور» بهعنوان ذکر معرفیشده در این مرحله و نامی مشهور در سنت اسماء الهی حفظ میشود، بدون اینکه برای آن انتساب قرآنی مستقیم ساخته شود.
معنای همراه این ذکر در این مرحله چنین است:
برای هر نتیجهای عجله نکن.
ببین آیا اکنون کاری از تو ساخته است.
اگر هست، انجامش بده.
اگر نیست، شاید وقت آن است که اجازه بدهی دانه در تاریکی کار خودش را انجام دهد.
در میوه کال، امکان شیرینی را ببین. در دانه، امکان خرمن را. در شب، سپیده را. و در دورههای خاموش زندگی، احتمال ریشههایی را که هنوز روی خاک دیده نمیشوند فراموش نکن.
منابع
- قرآن کریم، سوره یوسف، آیات ۱۸ و ۸۳؛ تعبیر «فَصَبْرٌ جَمِيلٌ».
- قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۵۳؛ یاری جستن از صبر و نماز.
- قرآن کریم، سوره عصر، آیه ۳؛ توصیه متقابل به حق و صبر.
- قرآن کریم، سوره یوسف، آیات ۴۲ و ۵۴ تا ۵۶؛ ماندن حضرت یوسف در زندان و جایگاه بعدی او.
- مولانا جلالالدین محمد بلخی، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش ۸۱؛ حکایت صبر لقمان و ابیات «صد هزاران کیمیا...».
- مولانا جلالالدین محمد بلخی، دیوان شمس، غزل ۷۶۵؛ «هله نومید نباشی...».
- جامع ترمذی، حدیث ۳۵۰۷؛ فهرست مشهور اسماء الهی شامل «الصبور»، با ملاحظه ضعف سند فهرست.

دیدگاهها و نظرات
نظرات و تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که دیدگاه خود را به اشتراک میگذارد!