مراتب سلوک؛ قسمت پنجم: توبه نصوح
در مسیر سلوک زمانی میرسد که شناختن خود دیگر کافی نیست. سالک تا اینجا به درون نگاه کرده، نفس را دیده، با سایههای خودش روبهرو شده و بخشی از آنچه سالها انکار میکرده وارد میدان آگاهی کرده است.
اما دیدن، پایان کار نیست.
وقتی انسان متوجه میشود سالها در جهتی حرکت کرده که او را از حقیقت وجودش دورتر کرده است، با یک انتخاب اساسی روبهرو میشود:
آیا همان مسیر را ادامه میدهد یا جهتش را تغییر میدهد؟
این نقطه، آغاز توبه است.
توبه در این نگاه، یک تغییر جهت واقعی است. انسان متوجه میشود جادهای که در آن حرکت میکرده به مقصد مورد نظرش نمیرسد و شجاعت پیدا میکند فرمان زندگی را بچرخاند.
به همین دلیل میتوان توبه را «دوربرگردان سلوک» نامید.
تعبیر «توبه نصوح» نیز در قرآن آمده است. در آیه ۸ سوره تحریم، مؤمنان به بازگشتی خالص و استوار به سوی خدا دعوت میشوند. داستان نصوح در مثنوی مولانا نیز تصویری روایی از چنین بازگشتی ارائه میکند.
فهرست مطالب
- شاید سالها در جاده اشتباه بودهایم
- همیشه امکان بازگشت وجود دارد
- توبه با تحقیر خود آغاز نمیشود
- داستان نصوح در مثنوی مولانا
- توبههای سطحی چگونه شکل میگیرند؟
- توبه یعنی برگشتن از نفس به سوی خدا
- گاهی شکستن، دروازه بازگشت میشود
- بزرگترین مانع بعد از توبه: گذشته
- تفاوت سالک و غافل بعد از زمین خوردن
- کمالگرایی چگونه مسیر بازگشت را دشوار میکند؟
- عاشق هم ممکن است پایش بلغزد
- بخشش را بپذیر
- توبه؛ جشن پیدا کردن راه بازگشت
- توبه نصوح در زندگی روزمره
- از امروز، مقصد مهمتر از گذشته است
- ذکر این مرحله
- منابع
شاید سالها در جاده اشتباه بودهایم
انسان میتواند سالهای زیادی با سرعت حرکت کند و همچنان به مقصد اصلی خودش نزدیک نشود.
ممکن است ابتدا به دنبال پول باشد، سپس موقعیت اجتماعی، رابطه، اعتبار یا امنیت بیشتر را دنبال کند و هر بار تصور کند در انتهای مقصد بعدی چیزی وجود دارد که سرانجام آرامش را برایش به همراه خواهد آورد.
هر مقصدی که فتح میشود، ذهن مقصد دیگری میسازد.
در چنین وضعیتی، سرعت زیاد بهتنهایی چیزی درباره جهت حرکت به ما نمیگوید. ممکن است انسان با تلاش فراوان در جادهای پیش برود که با مقصد درونی او هماهنگ نیست.
یکی از برکتهای آگاهی این است که انسان جرئت میکند به نقشه نگاه کند و از خودش بپرسد:
من واقعاً به کدام سمت میروم؟
گاهی پاسخ همین سؤال میتواند جهت سالهای بعد زندگی را تغییر دهد.
همیشه امکان بازگشت وجود دارد
فرض کنید هنگام رانندگی، مسیریاب تلفن همراهتان اعلام میکند چند کیلومتر قبل باید از خروجی دیگری میپیچیدید.
مسیریاب پس از تشخیص اشتباه، مسیر را دوباره محاسبه میکند و نزدیکترین راه برای اصلاح جهت را نشان میدهد.
توبه را میتوان شبیه همین اصلاح مسیر دید.
ممکن است یک سال در مسیری حرکت کرده باشید.
ممکن است ده سال گذشته باشد.
گاهی انسانی پس از چند دهه متوجه میشود بسیاری از انتخابهایش از ترس، غفلت یا فرمان نفس سرچشمه گرفتهاند.
لحظهای که این موضوع وارد آگاهی میشود، امکان انتخاب مسیری تازه نیز آشکار میشود.
در منطق توبه، گذشته هر اندازه طولانی باشد، درِ بازگشت را بهخودیخود نمیبندد. آنچه اکنون اهمیت پیدا میکند تشخیص جهت و آغاز حرکت تازه است.
توبه با تحقیر خود آغاز نمیشود
گاهی تصور میشود توبه زمانی جدی است که انسان مدت زیادی خودش را سرزنش کند و در احساس گناه فرو برود.
اما انسانی که تمام انرژی خودش را صرف نفرت از خویش کرده است، توان چندانی برای ساختن مسیر تازه باقی نمیگذارد.
در این آموزش، توبه باید قدرت برخاستن ایجاد کند.
اگر تمام نتیجه دیدن خطاها به این جمله ختم شود که «من انسان بدی هستم»، ذهن هویتی تازه از همان گذشته میسازد.
آگاهی زمانی وارد عمل میشود که به تغییر جهت منتهی شود.
انسان خطا را میبیند.
مسئولیت آن را میپذیرد.
از خدا طلب بخشش میکند.
و حرکت تازه را آغاز میکند.
توبه حقیقی، انسان را دوباره در مسیر قرار میدهد.
داستان نصوح در مثنوی مولانا
مولانا در دفتر پنجم مثنوی، در چند بخش پیاپی حکایت مردی به نام نصوح را روایت میکند.
نصوح مردی با چهره و صدایی زنانه بود که مرد بودن خودش را پنهان میکرد و در حمام زنان بهعنوان دلاک فعالیت داشت. او از این موقعیت برای ارضای میل نفسانی خودش استفاده میکرد.
نصوح بارها توبه میکرد و تصمیم میگرفت از آن زندگی فاصله بگیرد، اما دوباره به همان مسیر برمیگشت.
تا اینکه روزی گوهری متعلق به دختر پادشاه در حمام گم شد.
درهای حمام را بستند و جستوجو آغاز شد. وقتی گوهر پیدا نشد، تصمیم گرفتند افراد حاضر را یکبهیک بگردند.
نصوح متوجه شد اگر نوبت جستوجو به او برسد، هویت پنهانش آشکار خواهد شد.
این بار راههای فرار یکییکی بسته شده بودند.
به خلوتی رفت و از عمق جان به خدا پناه برد. خودش نیز به یاد آورد که بارها توبه کرده و پیمانش را شکسته است.
در همان هنگام خبر رسید که گوهر پیدا شده است.
نصوح از آن موقعیت نجات یافت، اما اتفاق اصلی پس از نجات رخ داد.
وقتی دوباره از او خواستند برای دلاکی نزد دختر پادشاه برگردد، نپذیرفت. مولانا از زبان او میگوید توبهای حقیقی با خدا کرده و قصد شکستن آن را ندارد.
در این روایت، نشانه تغییر عمیق نصوح در بازنگشتن او به همان مسیر آشکار میشود.
توبههای سطحی چگونه شکل میگیرند؟
گاهی انسان از پیامد ناخوشایند یک رفتار ناراحت میشود، در حالی که جهت اصلی زندگی او همچنان بدون تغییر باقی مانده است.
برای مثال، از کاری آسیب میبیند و تصمیم میگیرد همان اشتباه مشخص را دوباره تکرار نکند. کمی بعد، در شکلی متفاوت به همان الگوی ریشهای برمیگردد.
میتوان این وضعیت را به رانندهای تشبیه کرد که همچنان در جاده اشتباه حرکت میکند و فقط تصمیم گرفته از یک چاله مشخص دوباره عبور نکند.
توبه نصوح به بررسی ریشهها میرسد.
چه جهتی در من باعث شده این رفتارها تکرار شوند؟
آیا انتخابهایم زیر فرمان ترس، شهوت، حرص یا میل به تأیید قرار گرفتهاند؟
چه چیزی باید در مرکز زندگی من تغییر کند تا رفتارهای بعدی نیز جهت تازهای پیدا کنند؟
در توبه عمیق، تغییر از یک رفتار منفرد فراتر میرود و به جهت اصلی زندگی میرسد.
توبه یعنی برگشتن از نفس به سوی خدا
سالک در این مرحله ممکن است متوجه شود بسیاری از رفتارهای ظاهراً جدا از هم، ریشههایی مشترک دارند.
گاهی حرص پشت آنها قرار دارد.
گاهی شهوت.
گاهی ترس.
گاهی میل به قدرت یا تأیید شدن.
و گاهی منهای ذهنیای که مدتها جهت تصمیمهای انسان را تعیین کردهاند.
ممکن است کسی بارها از رفتارهای مختلف پشیمان شود، اما ریشهای که آن رفتارها را تولید میکند همچنان فعال بماند.
توبه عمیق زمانی شکل میگیرد که انسان مرکز جهتگیری زندگی خودش را مورد بازنگری قرار دهد.
تا امروز نفس بخش بزرگی از مقصدها را تعیین کرده است. از این مرحله، سالک میخواهد قدمهایش را با حقیقت و رضای الهی هماهنگ کند.
این همان چرخش بنیادین توبه است.
گاهی شکستن، دروازه بازگشت میشود
بعضی بازگشتهای عمیق در لحظههایی رخ میدهند که راههای قبلی دیگر پاسخ نمیدهند.
آبرویی آسیب میبیند.
شکستی اتفاق میافتد.
رابطهای فرو میریزد.
انسان نتیجه بعضی انتخابهای خودش را از نزدیک میبیند.
یا ناگهان متوجه میشود سالهای زیادی را در مسیری صرف کرده که روحش را خسته کرده است.
در چنین لحظاتی ممکن است انسان به حالتی از اضطرار برسد. نقابها کارایی سابق را از دست میدهند و صداقت عمیقتری شکل میگیرد:
خدایا خسته شدهام.
کمکم کن برگردم.
گاهی همین شکستگی ترک کوچکی در پوسته من ذهنی ایجاد میکند و از همان نقطه، امکان آغاز زندگی تازهای دیده میشود.
بزرگترین مانع بعد از توبه: گذشته
حتی پس از تصمیم واقعی برای بازگشت، ذهن ممکن است گذشته را دوباره مقابل انسان قرار دهد.
تو قبلاً هم توبه کردی.
قبلاً هم قول دادی.
باز هم خراب میکنی.
از کجا معلوم این بار متفاوت باشد؟
ذهن میتواند گذشته را به دلیلی برای متوقف کردن آینده تبدیل کند.
سالک در این مسیر با امکان لغزش نیز روبهروست. ممکن است دوباره اشتباهی اتفاق بیفتد یا برای مدتی از جهت اصلی دور شود.
آنچه اهمیت دارد، حفظ توان دیدن و بازگشت است.
لغزش در مسیر سلوک بهخودیخود پایان سفر را تعیین نمیکند.
تفاوت سالک و غافل بعد از زمین خوردن
خطا میتواند برای افراد مختلف اتفاق بیفتد. تفاوت مهمی که این آموزش بر آن تأکید میکند، واکنش انسان پس از دیدن خطاست.
گاهی کسی پس از یک لغزش با خودش میگوید حالا که اشتباه کردم، ادامه دادن دیگر ارزشی ندارد. یک خطا بهانهای برای خطاهای بعدی میشود.
سالک تلاش میکند افتادن خودش را ببیند.
بلند میشود.
جهت را دوباره پیدا میکند.
و ادامه میدهد.
آگاهی کمک میکند یک رفتار موقت به هویت همیشگی انسان تبدیل نشود.
میتوان گفت:
از مسیر خارج شدم و دوباره به آن برمیگردم.
کمالگرایی چگونه مسیر بازگشت را دشوار میکند؟
گاهی نفس با ظاهر معنوی وارد میدان میشود و کمالگرایی را به ابزاری برای متوقف کردن انسان تبدیل میکند.
اگر وارد چله شدی باید همه چیز را کاملاً انجام بدهی.
اگر یک تمرین جا ماند، دیگر فایدهای ندارد.
اگر یک روز دیر بیدار شدی، کل مسیر خراب شده است.
اگر لغزیدی، توبه تو واقعی نبوده است.
چنین تفکری میتواند یک اشتباه کوچک را به رها کردن کامل مسیر تبدیل کند.
در این آموزش، سالک انسانی است که جهت دلش را پیدا کرده و هر بار انحراف را میبیند، دوباره فرمان را اصلاح میکند.
ممکن است در جاده لحظهای منحرف شود، اما مقصد را دوباره پیدا میکند.
عاشق هم ممکن است پایش بلغزد
توبه نصوح به معنای پایان یافتن فوری همه ضعفهای انسان نیست.
سایهها ممکن است همچنان حضور داشته باشند.
نفس ممکن است دوباره سر بلند کند.
منهای ذهنی ممکن است در موقعیتهایی فعال شوند.
آنچه تغییر کرده، رابطه انسان با این بخشهاست.
اکنون آنها را بهتر میبیند، مسئولیتشان را میپذیرد و راه بازگشت را میشناسد.
در زبان عاشقانه این آموزش، ممکن است پای عاشق بلغزد و نگاه او همچنان رو به معشوق باقی بماند.
همین جهت، امکان بازگشت را زنده نگه میدارد.
بخشش را بپذیر
برای بعضی انسانها، یکی از دشوارترین بخشهای توبه پذیرفتن امکان بخشیده شدن است.
سالها خودشان را با گذشته مجازات میکنند.
ممکن است خدا را بخشنده بدانند و در همان حال احساس کنند خطای خودشان آنقدر بزرگ است که نمیتوانند از آن عبور کنند.
توبه زمانی کاملتر میشود که انسان پس از بازگشت، اجازه بدهد گذشته به منبع آگاهی تبدیل شود و حرکت تازه آغاز شود.
ادامه خودسرزنشی همیشه کمکی به اصلاح نمیکند. گاهی انسان همچنان تمام توجهش را به تصویر گذشته خودش گره میزند.
سالک خطا را میبیند، از آن درس میگیرد و انرژی باقیمانده را در مسیر حرکت به کار میاندازد.
توبه؛ جشن پیدا کردن راه بازگشت
فهمیدن اینکه سالها در جادهای اشتباه حرکت کردهایم ممکن است در ابتدا دردناک باشد.
در دل همین آگاهی، خبر دیگری نیز وجود دارد:
راه بازگشت دیده شده است.
از این زاویه، توبه میتواند به یک جشن درونی تبدیل شود.
جشن کسی که پیش از رسیدن به پرتگاه متوجه شده باید مسیرش را عوض کند.
جشن انسانی که پس از سالها، جهت خانه را دوباره پیدا کرده است.
گذشته هرچه بوده، اکنون فرصتی برای چرخاندن فرمان مقابل انسان قرار دارد.
سؤال اصلی این است:
آیا حاضر است جهت را تغییر دهد؟
وقتی پاسخ از عمق جان شکل بگیرد، توبه آغاز شده است.
توبه نصوح در زندگی روزمره
توبه فقط به گناهان بزرگ و آشکار محدود نمیشود. در چارچوب سلوک، هر بازگشت از غفلت به آگاهی میتواند تمرینی برای همین تغییر جهت باشد.
وقتی دوباره وارد قضاوت میشویم.
وقتی در خشم گم میشویم.
وقتی وابستگی قدیمی فعال میشود.
وقتی میل به تأیید، تصمیم ما را هدایت میکند.
وقتی دوباره نقش قربانی را بر عهده میگیریم.
همان لحظه میتوان توقف کرد.
دید.
مسئولیت را پذیرفت.
و جهت را اصلاح کرد.
اگر این بازگشت در طول زندگی بارها تکرار شود، بهتدریج جهت کلی زندگی نیز تغییر میکند.
از امروز، مقصد مهمتر از گذشته است
سالک گذشته خودش را از تاریخ زندگی حذف نمیکند. از آن آگاهی استخراج میکند.
خطاهای گذشته میتوانند به نشانههایی تبدیل شوند که مسیرهای بنبست را به او نشان میدهند.
از این زاویه، حتی گذشته نیز میتواند در خدمت بیداری قرار بگیرد.
ممکن است سالهای زیادی از مسیر دور شده باشید.
ممکن است بارها توبه شکسته باشید.
ممکن است هنوز ضعفهایی در وجودتان ببینید.
با تغییر جهت قلب، سفر تازهای آغاز میشود.
دوربرگردان زمانی دیده میشود که انسان برای لحظهای سرعت ذهن را کم کند و دوباره به جهت حرکتش نگاه کند.
ذکر این مرحله
ذکر این مرحله در متن آموزشی چنین معرفی شده است:
اَستَغفِرُاللهَ رَبّی وَ اَتوبُ اِلَیه
یعنی:
«از پروردگارم طلب بخشش میکنم و به سوی او بازمیگردم.»
در این مرحله، توجه اصلی بر مفهوم «بازگشت» قرار دارد؛ بازگشت از جهتی که انسان را از حقیقت دور کرده و رو کردن دوباره به سوی خدا.

دیدگاهها و نظرات
نظرات و تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که دیدگاه خود را به اشتراک میگذارد!