مراتب سلوک؛ قسمت هفدهم: تبدیل حسد به غبطه

حسادت فقط درباره موفقیت دیگری نیست؛ گاهی ترس از کمبود، احساس عقب ماندن یا بخشی از ظرفیت نزیسته خودمان را آشکار می‌کند. این مرحله درباره تبدیل همین احساس به شناخت، الهام و غبطه است.

مراتب سلوک؛ قسمت هفدهم: تبدیل حسد به غبطه

حسد از آن سایه‌هایی است که همیشه با چهره‌ای آشکار وارد زندگی نمی‌شود.

گاهی دوستی موفق می‌شود و ما با لبخند به او تبریک می‌گوییم، اما چیزی در درونمان جمع می‌شود.

کسی خانه بهتری می‌خرد، سفر می‌رود، درآمدش بیشتر می‌شود، رابطه خوبی پیدا می‌کند یا مورد توجه قرار می‌گیرد و ذهن بی‌اختیار وارد مقایسه می‌شود:

او دارد، من ندارم.

چرا برای او شد و برای من نشد؟

چرا او جلو افتاد؟

چرا سهم من کمتر است؟

این همان لحظه‌ای است که سالک می‌تواند به‌جای فرار از حسادت یا شرمنده شدن از آن، چند لحظه به درون نگاه کند.

حسد فقط درباره دیگری نیست؛ می‌تواند چیزی درباره رابطه ما با کمبود، ارزشمندی، مقایسه و ظرفیت‌های نزیسته خودمان آشکار کند.

فهرست مطالب

  1. حسد از کجا آغاز می‌شود؟
  2. تمثیل انبار بی‌انتها
  3. دعا برای کسی که حسادتت را فعال کرده است
  4. حسد در این آموزش چه معنایی دارد؟
  5. زیر حسادت چه چیزهایی پنهان شده‌اند؟
  6. حسد همیشه خودش را حسد معرفی نمی‌کند
  7. چشم‌وهم‌چشمی و مسابقه بی‌پایان
  8. تنگی دل و احساس کمبود
  9. حسادت پیش از همه، خود ما را درگیر می‌کند
  10. عدالت را با حسادت مخلوط نکن
  11. مولانا و گردنه سخت حسد
  12. حسادت و سایه‌های نورانی
  13. هر چیزی که به آن حسادت می‌کنی، الزاماً مسیر تو نیست
  14. سه راه در برابر حسادت
  15. حسد را بدون قضاوت ببین
  16. وقتی حسادت تبدیل به شناخت می‌شود
  17. غبطه چیست و چه تفاوتی با حسد دارد؟
  18. غبطه و «حسد سازنده» در روان‌شناسی یک مفهوم واحد نیستند
  19. شادی از شادی دیگران
  20. دعا برای خیر دیگری چه چیزی را در ما تمرین می‌دهد؟
  21. از رقیب به راهنما
  22. چشم‌تنگی را به وسعت تبدیل کن
  23. ذکر این مرحله
  24. منابع

حسد از کجا آغاز می‌شود؟

در این آموزش، یکی از ریشه‌های مهم حسادت با یک باور پنهان توضیح داده می‌شود:

کم است.

فرصت کم است.

پول کم است.

عشق کم است.

موفقیت کم است.

اگر چیزی به دیگری برسد، شاید برای من باقی نماند.

ذهن جهان را شبیه نانوایی‌ای می‌بیند که تعداد محدودی نان دارد؛ اگر دیگری سهم بیشتری بردارد، سهم من کمتر می‌شود.

در چنین نگاهی، موفقیت دیگری فقط یک اتفاق در زندگی او نیست و به تهدیدی برای ارزش یا آینده ما تبدیل می‌شود.

این منطق در بعضی موقعیت‌های واقعی و رقابتی ممکن است بخشی از واقعیت بیرونی باشد؛ منابع مادی و فرصت‌های مشخص همیشه نامحدود نیستند. اما در چارچوب معنوی این جلسه، موضوع اصلی احساس فراگیر کمبودی است که انسان را وادار می‌کند هر خیر دیگری را به معنای محرومیت خودش تفسیر کند.

تمثیل انبار بی‌انتها

برای توضیح همین نگاه، در جلسه از تصویر یک انبار بی‌انتها استفاده می‌شود.

فرض کنید مقابل انباری ایستاده‌اید که در تمثیل، سرشار از طلا، عشق، سلامتی، فرصت و خیر است.

دوستی کنار شما ایستاده و صاحب انبار یک کیسه طلا به او می‌دهد.

اگر همان لحظه دل شما فرو بریزد، پیام پنهان واکنش چیست؟

نکند تمام شد؟

در منطق این تمثیل، سالک متوجه می‌شود که ناراحتی از خیر دیگری بخشی از تنگی نگاه خودش را آشکار کرده است.

«انبار بی‌انتها» در اینجا یک تصویر عرفانی درباره وسعت بخشش الهی است، نه گزاره‌ای اقتصادی درباره نامحدود بودن تمام منابع و فرصت‌های زمینی.

دعا برای کسی که حسادتت را فعال کرده است

یکی از سخت‌ترین تمرین‌های این مرحله، خیر خواستن برای کسی است که حسادت ما را فعال کرده است.

نه فقط با زبان.

تا جایی که ممکن است از دل.

خدایا خیرش را بیشتر کن.

خدایا برکتش بده.

اگر همین جمله گلو را می‌گیرد، نقطه‌ای برای مشاهده پیدا شده است.

ذهن ممکن است فوراً اعتراض کند:

او لایق نیست.

از راه درستی به اینجا نرسیده است.

حق من را خورده است.

چرا باید برای او خیر بخواهم؟

ممکن است بخشی از این اعتراض واقعاً به مسئله عدالت مربوط باشد. ممکن است بخشی هم با خشم، کینه، مقایسه یا احساس کمبود آمیخته باشد.

تمرین این مرحله قرار نیست این تفاوت‌ها را پاک کند. قرار است به انسان کمک کند ببیند کدام بخش واکنش، واقعاً مربوط به خطا و عدالت است و کدام بخش از دیدن خیر دیگری رنج می‌برد.

حسد در این آموزش چه معنایی دارد؟

در متن جلسه، حسد با رنج بردن از نعمت و موفقیت دیگری و در شکل شدیدتر، میل به کم شدن یا از بین رفتن آن خیر توضیح داده می‌شود.

این میل همیشه آشکار نیست.

ممکن است نخواهیم آگاهانه چیزی از فرد گرفته شود، اما در گوشه‌ای از دل با شکست او آرام‌تر شویم.

اگر درآمدش پایین بیاید.

اگر رابطه‌اش به مشکل بخورد.

اگر پروژه‌اش شکست بخورد.

اگر دیگر به اندازه قبل تحسین نشود.

در سنت اخلاقی نیز حسد معمولاً با آرزوی زوال نعمت دیگری از غبطه تفکیک شده است؛ در غبطه انسان می‌تواند همان خیر را برای خودش بخواهد، بدون اینکه زوال آن را از دیگری بخواهد.

زیر حسادت چه چیزهایی پنهان شده‌اند؟

در این آموزش، حسد یک تجربه تک‌لایه دیده نمی‌شود.

ممکن است با چند حالت مختلف درآمیخته باشد:

  • خشم
  • کینه
  • خودبینی
  • بدخواهی
  • احساس حقارت
  • ترس از عقب ماندن
  • احساس محرومیت

این فهرست یک تعریف علمی جامع از حسادت نیست و بیشتر نقشه‌ای برای خودکاوی در چارچوب همین جلسه است.

سالک وقتی حسادت را می‌بیند، یک مرحله پایین‌تر می‌رود:

من کمترم؟

من عقب مانده‌ام؟

من دیده نشده‌ام؟

من چیزی را نتوانسته‌ام بسازم؟

او چه چیزی دارد که نبودنش در زندگی من درد ایجاد کرده است؟

حسد همیشه خودش را حسد معرفی نمی‌کند

کمتر کسی با آرامش می‌گوید:

من حسادت می‌کنم.

ذهن معمولاً توضیح قابل قبول‌تری پیدا می‌کند:

من فقط واقع‌بینم.

زیادی شانس آورده است.

این موفقیتش که هنر خاصی نیست.

اگر من امکانات او را داشتم خیلی بیشتر پیشرفت می‌کردم.

اصلاً این چیزها مهم نیست.

ممکن است بخشی از این حرف‌ها واقعاً درست باشند. اما وقتی هدف اصلی آن‌ها کوچک کردن دیگری برای آرام کردن احساس خودمان باشد، ارزش مشاهده پیدا می‌کنند.

سالک می‌آموزد بدون تحقیر خودش بگوید:

بله، اینجا حسادت را تجربه کردم.

همین صداقت آغاز امکان تغییر است.

چشم‌وهم‌چشمی و مسابقه بی‌پایان

بعضی چشم‌وهم‌چشمی‌ها نیز می‌توانند با مقایسه و حسادت تغذیه شوند.

فلانی خانه‌اش را عوض کرد، پس من هم باید عوض کنم.

او ماشین جدید خرید، من نباید عقب بمانم.

او سفر رفت، من هم باید چیزی نشان بدهم.

او لباس خاصی دارد، من باید بهترش را داشته باشم.

خود خرید، سفر یا پیشرفت مسئله اصلی نیست.

سؤال درباره ریشه تصمیم است:

این را واقعاً برای زندگی خودم می‌خواهم یا برای عقب نماندن از مسابقه‌ای که دیگری تعریف کرده است؟

اگر پاسخ دوم باشد، انسان کم‌کم از نیازهای واقعی خودش دور می‌شود و وارد رقابتی می‌شود که نقطه پایان روشنی ندارد.

تنگی دل و احساس کمبود

در زبان این جلسه، حسادت با «تنگی سینه» پیوند داده می‌شود.

وقتی فضای درون تنگ است، موفقیت دیگری به‌آسانی در آن جا نمی‌شود.

نعمت او تهدید احساس می‌شود.

محبوبیت او به معنای کمتر شدن ما تعبیر می‌شود.

پیشرفت او انگار عقب ماندن ما را ثابت می‌کند.

وسعت نگاه جمله دیگری می‌سازد:

او مسیر خودش را دارد.

من هم مسیر خودم را دارم.

موفقیت او لزوماً تعریف‌کننده ارزش یا شکست من نیست.

از همین نقطه، امکان تغییر رابطه با حسادت بیشتر می‌شود.

حسادت پیش از همه، خود ما را درگیر می‌کند

در این جلسه، حسد به اسیدی تشبیه می‌شود که ابتدا ظرف خودش را می‌خورد.

ممکن است فرد مقابل اصلاً از حسادت ما خبر نداشته باشد.

در همان حال، ما مقایسه می‌کنیم.

حرص می‌خوریم.

ذهنمان درگیر می‌شود.

موفقیت او را بارها بررسی می‌کنیم.

و گاهی شکست احتمالی‌اش را در ذهن دنبال می‌کنیم.

«اسید» استعاره این آموزش است. از نظر روان‌شناختی نیز حسادت تجربه‌ای دردناک و مرتبط با مقایسه اجتماعی شناخته شده است، اما پیامدهای آن بسته به شکل تجربه، فرد و موقعیت متفاوت‌اند.

عدالت را با حسادت مخلوط نکن

گاهی ذهن می‌گوید:

او از راه نادرست به این موفقیت رسیده است.

گاهی واقعاً همین‌طور است.

ممکن است کسی حق دیگری را خورده، تخلف کرده یا از روشی ناعادلانه سود برده باشد.

این مسئله می‌تواند نیازمند تشخیص، اعتراض، پیگیری یا اجرای قانون باشد.

اما یک پرسش جدا هم باقی می‌ماند:

اگر مسئله تخلف او حل شود، آیا من از اصل داشتن و موفق بودن او هم ناراحتم؟

عدالت‌خواهی و حسادت می‌توانند گاهی در یک تجربه با هم مخلوط شوند. تفکیک آن‌ها بخشی از صداقتی است که سالک در مرحله قبل تمرین کرده است.

مولانا و گردنه سخت حسد

مولانا حسد را از موانع جدی راه معرفی می‌کند:

عَقبه‌ای زین صعب‌تر در راه نیست ای خُنک آنکِش حسد همراه نیست
مولانا، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۱۷، بیت ۴۳۱

کمی پیش از این بیت نیز حسد را با ماجرای ابلیس و آدم پیوند می‌دهد:

ور حسد گیرد ترا در ره گلو در حسد ابلیس را باشد غلو
کو ز آدم ننگ دارد از حسد با سعادت جنگ دارد از حسد
مولانا، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۱۷

در چارچوب این مقاله، دشواری حسد از آنجاست که مستقیم با مقایسه و تعریف ارزش خود در نسبت با دیگری پیوند می‌خورد.

اگر ارزش من فقط با جایگاه دیگری اندازه‌گیری شود، بالا رفتن او دائماً تهدیدی برای من خواهد بود.

حسادت و سایه‌های نورانی

یکی از مهم‌ترین آموزه‌های این جلسه، مفهوم «سایه نورانی» است.

گاهی چیزی که در دیگری حسادت ما را فعال می‌کند، فقط یادآور کمبود نیست؛ ممکن است کیفیتی باشد که خود ما نیز آرزوی تجربه کردنش را داریم و هنوز اجازه ظهور کافی به آن نداده‌ایم.

به اعتمادبه‌نفس کسی حسادت می‌کنیم.

شاید خودمان مدت‌ها جرئت ابراز توانایی‌های خود را محدود کرده‌ایم.

به آزادی فردی حسادت می‌کنیم.

شاید بخشی از ما هم آزادی بیشتری می‌خواهد.

به خلاقیت، قدرت بیان یا موفقیت دیگری واکنش نشان می‌دهیم.

در این آموزش می‌توان پرسید:

چه کیفیتی را در او دیدم که خودم هنوز به اندازه کافی زندگی نکرده‌ام؟

«سایه نورانی» اصطلاحی در چارچوب خودشناسی این مجموعه است و از وجود حسادت به‌تنهایی نمی‌توان نتیجه گرفت که فرد حتماً همان استعداد، مسیر یا سرنوشت شخص مقابل را دارد.

هر چیزی که به آن حسادت می‌کنی، الزاماً مسیر تو نیست

اگر به خواننده‌ای موفق حسادت می‌کنید، نتیجه این نیست که حتماً مأموریت شما خوانندگی است.

اگر کسی بسیار ثروتمند است، شکل زندگی او لزوماً مسیر مناسب شما نیست.

حسادت ممکن است به کیفیتی عمیق‌تر اشاره کند:

آزادی.

اعتمادبه‌نفس.

قدرت انتخاب.

خلاقیت.

جرئت.

استقلال.

امنیت مالی.

دیده شدن.

سؤال دقیق‌تر این است:

من به کدام بخش این تجربه واکنش نشان دادم؟

همان پاسخ می‌تواند سرنخی برای شناخت نیاز یا ظرفیت نزیسته خودمان باشد.

سه راه در برابر حسادت

در این آموزش، سه مسیر کلی پس از بالا آمدن حسد بررسی می‌شود.

راه اول، فرافکنی به بیرون است.

دیگری را تخریب می‌کنیم.

موفقیتش را کوچک می‌کنیم.

بدگویی می‌کنیم.

برچسب می‌زنیم.

راه دوم، جنگ با خود است.

به دیگری حمله نمی‌کنیم و تمام فشار را روی خودمان می‌ریزیم:

من هیچ‌وقت نمی‌رسم.

من بدبختم.

من کمترم.

من نمی‌توانم.

راه سوم، بازگشت به مشاهده‌گری است.

حسادت را می‌بینیم و از آن می‌پرسیم چه چیزی را درون ما آشکار کرده است.

حسد را بدون قضاوت ببین

در نقطه مشاهده، اولین قدم ساده است:

انکار نکن.

فرار نکن.

خودت را هم تحقیر نکن.

بگو:

من الان حسادت را تجربه کردم.

بعد ببین صدای درون چه می‌گوید:

تو کم داری.

عقب مانده‌ای.

به اندازه او خوب نیستی.

تو نتوانستی.

همین صداها ممکن است ریشه را آشکار کنند.

شاید مسئله اصلی دیگری نباشد.

شاید احساس محرومیت، مقایسه، حقارت یا بخشی از زندگی نزیسته خودمان در حال حرف زدن باشد.

وقتی حسادت تبدیل به شناخت می‌شود

وقتی جنگ با دیگری و خودمان کمتر شود، سؤال نیز تغییر می‌کند.

قبلاً می‌پرسیدیم:

چرا او دارد؟

اکنون می‌پرسیم:

چه چیزی در تجربه او این‌قدر مرا تکان داد؟

قبلاً شاید ته دلمان می‌خواست او کمتر داشته باشد.

حالا می‌توانیم بپرسیم:

این تجربه درباره مسیر و نیاز خود من چه چیزی نشان می‌دهد؟

در زبان این آموزش، همین‌جا رقیب می‌تواند به آینه تبدیل شود.

غبطه چیست و چه تفاوتی با حسد دارد؟

در سنت اخلاقی، غبطه با حسد تفاوت روشنی دارد.

در حسد، انسان زوال یا کم شدن نعمتی را که دیگری دارد می‌خواهد.

در غبطه، ممکن است انسان همان خیر را برای خودش نیز آرزو کند، بدون اینکه بخواهد از صاحب آن گرفته شود.

در این جلسه، غبطه شکل پالایش‌شده‌تری از انرژی مقایسه معرفی می‌شود:

از موفقیت تو خوشحالم.

و من هم می‌خواهم در مسیر خودم رشد کنم.

در چنین حالتی، برای بالا رفتن ما لازم نیست دیگری پایین بیاید.

مقایسه می‌تواند به الهام نزدیک شود و توجه از «کم شدن او» به «رشد کردن من» برگردد.

غبطه و «حسد سازنده» در روان‌شناسی یک مفهوم واحد نیستند

در برخی پژوهش‌های روان‌شناسی معاصر میان «حسد خوش‌خیم» و «حسد بدخواهانه» تمایز گذاشته شده است.

در این مدل‌ها، شکل بدخواهانه بیشتر با انگیزه پایین کشیدن فرد برتر همراه می‌شود و شکل خوش‌خیم می‌تواند با انگیزه بهبود وضعیت خود همراه باشد.

با این حال، این تقسیم‌بندی در ادبیات علمی کاملاً بدون اختلاف نیست و برخی پژوهشگران معتقدند بهتر است حسادت را یک هیجان واحد بدانیم که بسته به شرایط به پیامدهای مختلف منتهی می‌شود.

بنابراین «غبطه» در سنت اخلاقی و اصطلاح «benign envy» در بعضی نظریه‌های روان‌شناسی را نباید کاملاً مترادف دانست.

مقاله حاضر معنای «غبطه» را مطابق چارچوب اخلاقی و سلوکی جلسه حفظ می‌کند: خواستن خیر برای خود، بدون آرزوی زوال خیر دیگری.

شادی از شادی دیگران

یکی از تمرین‌های مهم این مرحله، خوشحال شدن آگاهانه از خیر دیگران است.

اگر دوستی موفق شد، تبریکی واقعی بگوییم.

اگر کسی پیشرفت کرد، بتوانیم خیرش را ادامه‌دار بخواهیم.

اگر کسی چیزی دارد که ما هنوز نداریم، پیش از ورود به مقایسه کمی مکث کنیم.

در جهان‌بینی این آموزش، جمله‌ای که سالک تمرین می‌کند چنین است:

خیر او لزوماً از خیر من کم نمی‌کند.

این جمله در مقاله به‌عنوان تمرین درونی و معنوی مطرح می‌شود. در موقعیت‌های واقعی رقابتی ممکن است منابع یا فرصت‌های مشخص محدود باشند، اما محدود بودن یک فرصت معین با تبدیل تمام موفقیت دیگران به تهدید ارزشمندی ما یکسان نیست.

دعا برای خیر دیگری چه چیزی را در ما تمرین می‌دهد؟

وقتی می‌گوییم:

خدایا برکتش را بیشتر کن،

تمرین اصلی قبل از هر چیز درون خود ما اتفاق می‌افتد.

می‌خواهم خیر دیگری را بدون احساس تهدید تحمل کنم.

لازم نیست او کمتر شود تا من فرصت رشد پیدا کنم.

می‌توانم نعمت او را ببینم و بعد به مسیر خودم برگردم.

در این نقطه، حسد به غبطه نزدیک‌تر می‌شود:

خوشحالم که تو داری.

و من هم برای رشد خودم قدم برمی‌دارم.

از رقیب به راهنما

کسی که دیروز فقط رقیب دیده می‌شد، می‌تواند به نشانه‌ای برای شناخت خودمان تبدیل شود.

به چه چیزی در او حسادت کردم؟

درآمدش؟

آزادی‌اش؟

جسارتش؟

محبوبیتش؟

قدرت بیانش؟

آرامشش؟

خلاقیتش؟

همین پاسخ می‌تواند نشان بدهد چه کیفیتی در زندگی خود ما نیازمند توجه است.

لازم نیست از او تقلید کنیم.

کار اصلی، خواندن پیامی است که واکنش خودمان درباره خودمان آشکار کرده است.

چشم‌تنگی را به وسعت تبدیل کن

یکی از تغییرهای کلیدی این مرحله حرکت از تنگی به وسعت است.

تنگی می‌گوید:

جا نیست.

سهم من کم است.

دیگران زیادند.

اگر او موفق شد، من شکست خورده‌ام.

وسعت می‌گوید:

من مسیر خودم را دارم.

راه‌های رشد متنوع‌اند.

می‌توانم از موفقیت دیگری اطلاعات بگیرم، بدون اینکه خودم را تحقیر کنم.

دیگری لازم نیست پایین بیاید تا من روی زندگی خودم کار کنم.

وقتی چنین نگاهی عمیق‌تر شود، موفقیت دیگران همیشه تهدید دیده نمی‌شود و گاهی به نشانه‌ای از امکان تبدیل می‌شود.

ذکر این مرحله

ذکر این مرحله در متن آموزشی چنین معرفی شده است:

یا واسع

«واسع» در قرآن از اوصاف خداوند است. برای نمونه می‌فرماید:

وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲۴۷

در آیه‌ای دیگر نیز از «وسعت مغفرت» پروردگار سخن گفته شده است:

إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ

قرآن کریم، سوره نجم، آیه ۳۲

در چارچوب این مرحله، ذکر «یا واسع» با تمرین وسعت دل و بیرون آمدن از نگاه کمبود پیوند داده می‌شود.

وقتی حسادت بالا می‌آید، سالک می‌تواند از خودش بپرسد:

این موفقیت چه چیزی را در من آشکار کرد؟

کجا احساس کمبود کردم؟

به چه کیفیتی در او واکنش نشان دادم؟

آیا بخشی از ظرفیت خودم نیازمند بیدار شدن است؟

بعد تمرین کند:

خدایا خیرش را بیشتر کن.

و ظرفیت من را هم برای مسیر خودم وسیع‌تر کن.

در این معنا، «یا واسع» یادآور وسعتی است که اجازه می‌دهد شادی دیگری نیز در دل ما جا داشته باشد.

منابع

  • مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۱۷؛ ابیات مربوط به حسد و «عقبه‌ای زین صعب‌تر».
  • قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۲۴۷؛ «وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ».
  • قرآن کریم، سوره نجم، آیه ۳۲؛ «إِنَّ رَبَّكَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ».
  • منابع اخلاق اسلامی درباره تفاوت حسد و غبطه.
  • پژوهش‌های روان‌شناسی اجتماعی درباره حسادت خوش‌خیم، حسادت بدخواهانه و انگیزش ناشی از مقایسه اجتماعی.

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ها و نظرات

نظرات و تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید

ثبت دیدگاه جدید
0 / 1000 کاراکتر
نظرات کاربران0

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که دیدگاه خود را به اشتراک می‌گذارد!