مراتب سلوک؛ قسمت چهاردهم: شفای خشم
خشم یکی از قدرتمندترین هیجانهایی است که در وجود انسان بالا میآید. گاهی ظرف چند ثانیه بدن را داغ میکند، ضربان قلب را بالا میبرد، ذهن را پر از جمله میکند و میل شدیدی برای واکنش به وجود میآورد.
میخواهیم جواب بدهیم.
میخواهیم ثابت کنیم حق با ماست.
میخواهیم طرف مقابل همان دردی را تجربه کند که به ما داده است.
گاهی هم مسیر دیگری میرویم؛ خشم را فرو میخوریم، لبخند میزنیم و وانمود میکنیم اتفاقی نیفتاده است، در حالی که آتش درون همچنان روشن مانده است.
این مرحله از سلوک راه دیگری را بررسی میکند:
خشم را ببینیم، اجازه ندهیم فرمانده رفتار ما شود و از آن برای شناخت عمیقتر خودمان استفاده کنیم.
خشم قرار نیست صاحب انسان باشد. سالک میخواهد یاد بگیرد چگونه این نیرو را در دست بگیرد.
فهرست مطالب
- خشم دشمن انسان نیست
- تمثیل سگ نگهبان؛ خشم چه زمانی از تعادل خارج میشود؟
- نیروی خشم را از بین نبر
- دو چهره خشم؛ نفسانی و در خدمت حق
- داستان حضرت علی و پهلوان در مثنوی
- پیش از واکنش بپرس: این خشم برای چیست؟
- قورت دادن خشم، شفای خشم نیست
- خشم را هضم کن
- مرحله اول؛ میان خشم و واکنش فاصله ایجاد کن
- مرحله دوم؛ صحنه را از فاصله ببین
- مرحله سوم؛ دکمه درونت را پیدا کن
- مرحله چهارم؛ گفتوگوی ذهنی را تغذیه نکن
- مرحله پنجم؛ آتش را مشاهده کن
- مرحله ششم؛ بعد از آرام شدن اقدام کن
- خشم مقدس در این آموزش چه معنایی دارد؟
- مولانا؛ کوهی که باد خشم از جا نمیبرد
- کظم غیظ چیست؟
- دیگران چگونه ماده اولیه کیمیاگری را آشکار میکنند؟
- خشم، آینهای برای شناخت منیت
- آتش چگونه میتواند راه را روشن کند؟
- گلستان شدن آتش
- ذکر این مرحله
- منابع
خشم دشمن انسان نیست
یکی از اولین خطاها این است که هر بار خشم بالا میآید، انسان بلافاصله خودش را محکوم کند.
باز عصبانی شدم.
پس هیچ تغییری نکردهام.
پس تمام این کارها بیفایده بوده است.
از نظر روانشناختی، خشم یک هیجان طبیعی انسانی است. هنگام خشم ممکن است دستگاه عصبی سمپاتیک و پاسخ «جنگ یا گریز» فعال شود و تغییرهایی مانند افزایش ضربان قلب، فشار خون و آمادگی بیشتر بدن برای واکنش رخ دهد.
خودِ احساس خشم بهتنهایی نشانه شکست انسان نیست. مسئله مهمتر این است که چه چیزی آن را فعال کرده و پس از فعال شدن با آن چه میکنیم.
در این آموزش نیز خشم ذاتاً نیرویی شرور دیده نمیشود. خشم میتواند درباره تهدید، مرز، ناکامی یا چیزی که برای ما اهمیت دارد اطلاعاتی در اختیارمان بگذارد.
تمثیل سگ نگهبان؛ خشم چه زمانی از تعادل خارج میشود؟
برای فهم خشم، سگ نگهبانی را تصور کنید که وظیفه دارد هنگام ورود خطر هشدار بدهد.
وجود این سگ میتواند مفید باشد.
مسئله زمانی آغاز میشود که دیگر دوست و دشمن را تشخیص ندهد.
به صاحبخانه حمله کند.
به مهمان حمله کند.
به پستچی حمله کند.
و با هر صدای کوچکی آماده جنگ شود.
خشم نیز ممکن است از چنین الگویی پیروی کند. گاهی مرز یا امنیت واقعی در خطر است و گاهی موضوع بسیار کوچکتر است:
کسی با نظر ما موافق نیست.
جواب سلاممان آنطور که انتظار داشتیم گرم نبوده است.
رانندهای جلوی خودرو پیچیده است.
کسی مطابق خواسته ما رفتار نکرده است.
در اینجا سالک باید سگ نگهبان را بهتر بشناسد و تشخیص آن را دقیقتر کند.
نیروی خشم را از بین نبر
سیلابی عظیم را تصور کنید.
اگر بدون مهار حرکت کند، میتواند خسارت ایجاد کند. همان حجم آب اگر در ساختاری مناسب هدایت شود، میتواند برای هدف دیگری مورد استفاده قرار گیرد.
خشم نیز همراه خودش انرژی و آمادگی زیادی برای عمل میآورد.
رهاسازی کور آن ممکن است رابطهها و تصمیمها را آسیب بزند.
سرکوب مداوم نیز الزاماً مسئله اصلی را حل نمیکند.
هنر این مرحله، شناخت و هدایت واکنش است.
در زبان سلوکی مجموعه، این فرایند «کیمیاگری» نامیده میشود؛ یعنی تجربهای خام به مادهای برای شناخت و رشد تبدیل شود.
دو چهره خشم؛ نفسانی و در خدمت حق
در این جلسه میان دو کیفیت متفاوت از خشم و شدت عمل تفکیک میشود.
نوع اول، خشم نفسانی است؛ زمانی که زخمی شدن تصویر ذهنی «من» بخش بزرگی از واکنش را هدایت میکند.
چرا به من این حرف را زد؟
چرا به من احترام نگذاشت؟
چرا حرف من را قبول نکرد؟
چرا من را تحویل نگرفت؟
در بعضی از این موقعیتها، تکرار «من» میتواند سرنخی برای بررسی دقیقتر واکنش باشد.
در مقابل، این آموزش از نیرویی سخن میگوید که ممکن است برای حفاظت، جلوگیری از ظلم، دفاع از حقی واقعی یا انجام وظیفه به کار گرفته شود و آن را «خشم مقدس» مینامد.
این اصطلاح، عنوان علمی یا تقسیمبندی رسمی روانشناختی نیست؛ بخشی از زبان همین نظام سلوکی است.
تفاوت اصلی در این آموزش فقط ظاهر عمل نیست. پرسش این است که چه چیزی فرمان رفتار را صادر میکند: تشخیص آگاهانه یا منیتی که در جستوجوی تلافی است.
داستان حضرت علی و پهلوان در مثنوی
مولانا در دفتر اول مثنوی، حکایتی مشهور درباره حضرت علی و پهلوانی که در میدان جنگ مغلوب او شده روایت میکند.
در روایت مولانا، پهلوان بر صورت حضرت علی آب دهان میاندازد و حضرت همان لحظه شمشیر را کنار میگذارد:
پهلوان از این رفتار شگفتزده میشود و علت را میپرسد. مولانا در پاسخ حضرت علی چنین میآورد:
در تفسیر سلوکی این جلسه، با ورود توهین شخصی این احتمال پدید میآید که «من» نیز در عمل دخالت کند. پس پیش از ادامه رفتار، منیت باید شناخته و از جایگاه فرماندهی کنار گذاشته شود.
اهمیت حکایت برای این مرحله در همین پرسش است:
آیا اکنون برای حق عمل میکنم یا برای فرو نشاندن خشم و زخمی که به منیت من وارد شده است؟
پیش از واکنش بپرس: این خشم برای چیست؟
هنگام بالا آمدن خشم میتوان چند ثانیه مکث کرد و پرسید:
این خشم برای چیست؟
برای دفاع از یک حق واقعی؟
برای جلوگیری از آسیبی جدی؟
برای حفاظت از خود یا دیگری؟
یا بخش بزرگی از آن از زخمی شدن تصویر «من» آمده است؟
البته وجود کلمه «من» در یک جمله، بهخودیخود خشم را نفسانی نمیکند.
انسان حق دارد از خودش محافظت کند، مرز داشته باشد و مقابل ظلم بایستد.
موضوع اصلی، دیدن ریشه واکنش است.
آیا آگاهی در حال تصمیم گرفتن است یا زخمی که میخواهد تلافی کند؟
قورت دادن خشم، شفای خشم نیست
گاهی معنویت با خاموش کردن ظاهری همه واکنشها اشتباه گرفته میشود.
خشم بالا میآید و انسان آن را فرو میدهد.
صورت آرام است، اما در ذهن ناسزا، کینه و گفتوگوهای پایانناپذیر ادامه دارند.
در چنین وضعیتی، فقط صحنه بیرونی آرام شده است.
این جلسه میان قورت دادن خشم و هضم کردن خشم تفاوت میگذارد.
هضم خشم یعنی احساس را ببینیم، ریشه آن را بررسی کنیم، از واکنش کور فاصله بگیریم و بعد تصمیم بگیریم چه اقدامی مناسب است.
این فرایند با پنهان کردن خشم از روی ترس یا شرم تفاوت دارد.
خشم را هضم کن
برای هضم کردن خشم، این آموزش چند گام عملی پیشنهاد میکند.
این گامها قرار نیست خشم را در چند ثانیه حذف کنند. هدف آنها ایجاد فضایی است که انسان پیش از عمل بتواند وضعیت خودش را بهتر ببیند.
مرحله اول؛ میان خشم و واکنش فاصله ایجاد کن
به محض بالا آمدن خشم، اگر شرایط اجازه میدهد واکنش فوری را چند لحظه به تعویق بینداز.
یک یا چند نفس آرام میتواند فرصتی کوتاه برای توقف ایجاد کند.
هدف از تنفس این نیست که وانمود کنیم عصبانی نیستیم.
فقط چند ثانیه زمان ایجاد میکنیم تا خشم مستقیماً به رفتار تبدیل نشود.
گاهی همین فاصله کوتاه میتواند مسیر یک گفتوگو یا رابطه را تغییر دهد.
مرحله دوم؛ صحنه را از فاصله ببین
پس از ایجاد فاصله، اتفاق را مشاهده کن.
یک نفر جملهای گفته است.
بدن تو واکنش نشان داده است.
ذهن شروع به تفسیر کرده است.
میل به دفاع یا حمله ظاهر شده است.
این اتفاقها را ببین.
خودت را تماماً با خشم یکی نکن.
تو کسی هستی که اکنون متوجه حضور خشم شده است.
مرحله سوم؛ دکمه درونت را پیدا کن
فرد مقابل ممکن است محرک خشم بوده باشد، اما برای خودشناسی میتوان پرسید:
او کدام دکمه را در من فشار داد؟
تحقیر؟
احساس بیارزشی؟
غرور؟
ترس؟
نیاز به کنترل؟
تأییدطلبی؟
زخمی قدیمی؟
این پرسش مسئولیت رفتار فرد مقابل را حذف نمیکند.
کسی ممکن است واقعاً توهین یا ظلم کرده باشد. همزمان، شناختن نقطهای که در ما فعال شده است به کار درونی خودمان کمک میکند.
مرحله چهارم؛ گفتوگوی ذهنی را تغذیه نکن
بخش بزرگی از خشم ممکن است پس از تمام شدن خود اتفاق، در ذهن ادامه پیدا کند.
نباید این حرف را میزد.
کاش فلان جواب را میدادم.
دفعه بعد حالش را میگیرم.
اصلاً همیشه همینطور است.
حادثه شاید چند ثانیه یا چند دقیقه طول کشیده باشد و ذهن بتواند ساعتها یا روزها آن را بازسازی کند.
اینجا آموزه عبور از گذشته دوباره به کار میآید.
هر بار که صحنه را آگاهانه وارد یک دور تازه از تلافی و اثبات میکنیم، خشم نیز میتواند دوباره فعال شود.
مرحله پنجم؛ آتش را مشاهده کن
پس از متوقف شدن جنگ بیرونی و آرامتر شدن داستان ذهن، ممکن است هنوز گرمای خشم در بدن حضور داشته باشد.
در این آموزش، همین نقطه فرصتی برای کیمیاگری است.
فرار نکن.
آن را فوراً به دیگری پرتاب نکن.
داستان تازهای هم روی آن نساز.
احساس را ببین و ببین کدام بخش وجودت همراه آن فعال شده است.
اگر غرور است، آن را ببین.
اگر ترس است، بشناس.
اگر تأییدطلبی یا کنترلگری است، مشاهدهاش کن.
در اینجا آتش به جای آنکه فقط بیرون را بسوزاند، بخشی از تاریکی درون را روشن میکند.
مرحله ششم؛ بعد از آرام شدن اقدام کن
مشاهده خشم به معنای بیعملی نیست.
پس از پایین آمدن شدت موج ممکن است لازم باشد صحبت کنید.
مرز بگذارید.
اعتراض کنید.
از کسی فاصله بگیرید.
تصمیمی جدی بگیرید.
از حق خودتان یا دیگری دفاع کنید.
و در شرایط خطر، اقدام فوری برای حفاظت ممکن است مقدم بر هر تمرین درونی باشد.
در زبان این آموزش، هدف این است که عمل تا حد امکان پس از بازگشت به «نقطه صفر» انجام شود؛ جایی که خشم دیگر تنها فرمانده تصمیم نیست.
گاهی پاسخ مناسب سکوت است.
گاهی گفتوگو.
گاهی مرزبندی.
گاهی فاصله گرفتن.
و گاهی ایستادن جدی در برابر یک رفتار آسیبزننده.
خشم مقدس در این آموزش چه معنایی دارد؟
ممکن است انسانی با قدرت و حتی صدای بلند در برابر ظلم بایستد و هدف اصلی او حفاظت یا جلوگیری از آسیب باشد.
در مقابل، ممکن است کسی بسیار آرام سخن بگوید و جملههایش از کینه و تحقیر ساخته شده باشند.
پس بلندی صدا یا شدت عمل، بهتنهایی معیار کافی برای شناخت کیفیت درونی واکنش نیست.
در اصطلاح این جلسه، «خشم مقدس» به نیروی شدیدی اشاره دارد که در خدمت حق و وظیفه قرار میگیرد و قرار نیست ابزار تسویهحساب منیت شخصی باشد.
این اصطلاح را باید در چارچوب عرفانی همین آموزش فهمید، نه بهعنوان یک دستهبندی علمی استاندارد درباره خشم.
مولانا؛ کوهی که باد خشم از جا نمیبرد
مولانا در ادامه پاسخ حضرت علی، استواری درون را به کوه تشبیه میکند:
در این تصویر، انسان استوار کسی نیست که هیچ بادی را احساس نمیکند. باد میوزد، اما هر تحریک کوچک اختیار او را به دست نمیگیرد.
هدف شفای خشم نیز رسیدن تدریجی به همین فاصله میان تحریک و واکنش است.
کظم غیظ چیست؟
تعبیر «کظم غیظ» ریشه قرآنی دارد. قرآن در توصیف پرهیزکاران میگوید:
وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
قرآن کریم، سوره آلعمران، آیه ۱۳۴
در این آیه، «کاظمین الغیظ» در کنار گذشت از مردم و احسان قرار گرفته است.
در چارچوب این جلسه، کظم غیظ فقط به معنای مخفی کردن ظاهری خشم تفسیر نمیشود. آموزش تلاش میکند میان مهار آگاهانه خشم و سرکوبی که درون انسان را همچنان درگیر نگه میدارد تفاوت بگذارد.
این تفکیکِ «هضم کردن» و «قورت دادن» خشم، بیان آموزشی همین دوره است و نباید آن را ترجمه لفظی یا تعریف تفسیری قطعی آیه دانست.
دیگران چگونه ماده اولیه کیمیاگری را آشکار میکنند؟
در مراحل قبل، بعضی آدمهای دشوار به آینه یا پستچی تشبیه شدند.
در این مرحله، همان برخوردها میتوانند چیزی را در ما فعال کنند که پیش از آن کمتر دیده شده بود.
اگر کسی غرور ما را لمس نکند، ممکن است مدتها تصور کنیم غروری نداریم.
اگر برنامههایمان به هم نخورد، شاید کنترلگری خودمان را نبینیم.
اگر نادیده گرفته نشویم، وابستگی به تأیید ممکن است پنهان بماند.
این نگاه رفتار آزاردهنده دیگری را درست یا مقدس نمیکند.
ارزش تجربه در چیزی است که بعد از اتفاق میتوانیم از خودمان درباره خودمان بفهمیم.
خشم، آینهای برای شناخت منیت
بعد از آرامتر شدن خشم میتوان پرسشهایی را مرور کرد:
- دقیقاً چه چیزی مرا عصبانی کرد؟
- کدام تصویر من از خودم تهدید شد؟
- چه چیزی میخواستم تحت کنترل من باشد؟
- چه انتظاری از فرد مقابل داشتم؟
- آیا پشت خشم من ترسی وجود دارد؟
- آیا احساس کردم نادیده گرفته یا تحقیر شدهام؟
- آیا نیاز داشتم ثابت کنم قوی، مهم یا همیشه درست هستم؟
- آیا یک مرز واقعی شکسته شده است که نیاز به اقدام دارد؟
پاسخ این سؤالها میتواند به شناخت بهتر ساختار واکنش کمک کند.
آتش چگونه میتواند راه را روشن کند؟
اگر خشم فقط چیزی باشد که از آن خجالت میکشیم، ممکن است اطلاعاتی را که با خودش آورده نادیده بگیریم.
اگر آن را بدون مهار آزاد کنیم، امکان آسیب وجود دارد.
اگر آن را ببینیم، میتواند چیزهایی را روشن کند:
مرزهای ما کجاست.
زخمهای حساس ما کجاست.
کدام بخش منیت بهسادگی تحریک میشود.
کجا هنوز به نگاه دیگران وابستهایم.
کجا میل به کنترل داریم.
و کجا واقعاً لازم است برای یک حق یا امنیت اقدام کنیم.
در این معنا، آتش فقط خاصیت سوزاندن ندارد؛ میتواند روشنایی هم ایجاد کند.
گلستان شدن آتش
«آتش را گلستان کن» در این مرحله استعارهای برای تغییر رابطه انسان با خشم است.
خشم بالا میآید.
سالک آن را میبیند.
ریشه را بررسی میکند.
من ذهنی را از جایگاه فرماندهی کنار میزند.
و بعد، اگر اقدامی لازم باشد، آن را انتخاب میکند.
بهتدریج فاصله میان تحریک و واکنش بیشتر میشود.
کسی که پیشتر با یک جمله فوراً منفجر میشد، فرصت بیشتری برای دیدن پیدا میکند.
کسی که خشم را همیشه در خودش حبس میکرد، یاد میگیرد مرز خودش را روشنتر بیان کند.
کسی که روزها در کینه میماند، تلاش میکند پیام تجربه را بگیرد و از بازپخش مداوم آن فاصله بگیرد.
شفای خشم در این آموزش، حذف کامل خشم نیست؛ تغییر نسبت انسان با این نیروست.
ذکر این مرحله
ذکر این مرحله در متن آموزشی چنین معرفی شده است:
یا کاظم
«کاظم» از ریشه «کظم» و با مفهوم فروبردن یا مهار غیظ ارتباط دارد. قرآن تعبیر «الکاظمین الغیظ» را درباره انسانهایی به کار میبرد که خشم خود را مهار میکنند.
در منابع بررسیشده، «کاظم» بهصورت روشن در شمار اوصاف قرآنی خداوند که بتوان آن را مستقیماً از آیه بهعنوان اسم الهی اثبات کرد، یافت نشد. بنابراین در این مقاله، «یا کاظم» فقط بهعنوان ذکر معرفیشده در نظام آموزشی همین جلسه حفظ شده است.
معنای درونی همراه این ذکر در این مرحله چنین است:
خشم را به دیگری پرتاب نکن.
آن را نیز در خودت پنهان نکن.
مکث کن.
ببین.
ریشه را پیدا کن.
و بعد از نقطهای آگاهانهتر تصمیم بگیر.
منابع
- مولانا جلالالدین محمد بلخی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۱۶۴؛ خدو انداختن خصم بر روی حضرت علی و کنار گذاشتن شمشیر.
- مولانا جلالالدین محمد بلخی، مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش ۱۶۶؛ پاسخ حضرت علی و ابیات مربوط به عمل برای حق و حلم.
- قرآن کریم، سوره آلعمران، آیه ۱۳۴؛ «والکاظمین الغیظ».
- Harvard Health Publishing؛ مرور ماهیت خشم و پاسخهای فیزیولوژیک همراه آن.

دیدگاهها و نظرات
نظرات و تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که دیدگاه خود را به اشتراک میگذارد!