مراتب سلوک؛ قسمت هفتم: امانت مقدس
در چند مرحله گذشته، سالک بیشتر با جهان درون خودش کار کرد؛ ذهن را دید، با نفس روبهرو شد، سایهها را پذیرفت، توبه کرد و شلاق سرزنش را کنار گذاشت.
برای ادامه این سفر، حقیقت دیگری هم باید جدی گرفته شود:
روح برای تجربه زندگی زمینی به جسم نیاز دارد.
هر اندازه آگاهی انسان رشد کند، فرسودگی و آشفتگی جسم میتواند ادامه مسیر را دشوارتر کند. در زبان این آموزش، جسم همان مرکبی است که روح سفر زمینی خودش را با آن طی میکند.
از این مرحله، نگاه سالک دوباره به بدن برمیگردد؛ بدنی که سالها بیوقفه برای او کار کرده و شاید کمتر بهعنوان یک امانت ارزشمند دیده شده است.
فهرست مطالب
- راننده بیدار شده، حالا باید به مرکب رسید
- جسم، لباس سفر زمینی ماست
- اگر این بدن قرضی بود، چگونه با آن رفتار میکردیم؟
- دو افراط در رابطه با جسم
- تمثیل شتر، مسافر و مقصد
- غذا؛ یکی از مهمترین زمینههای مراقبت از جسم
- وقتی غذا نقش آرامکننده پیدا میکند
- غذا، سوخت بدن است
- لذت آگاهانه در غذا خوردن
- نیاز بدن و خواسته ذهن را تشخیص بده
- پاکسازی جسم فقط به غذا محدود نمیشود
- شنیدن پیامهای بدن
- رابطه خصمانه با بدن را ببین
- شکرگزاری از بدن
- جسم را معبد آگاهی ببین
- پاکسازی از تصمیمهای کوچک آغاز میشود
- سالک باید مرکبش را سالم نگه دارد
- ذکر این مرحله
- منابع
راننده بیدار شده، حالا باید به مرکب رسید
بهترین راننده جهان را پشت فرمان ماشینی قرار دهید که لاستیکهایش پنچر است، موتور آن درست کار نمیکند و سوخت مناسبی هم ندارد. مهارت راننده بهتنهایی نمیتواند این وسیله را به مقصد برساند.
در تمثیل این مرحله، روح مانند راننده و جسم مانند وسیله سفر است.
در مراحل گذشته، توجه بیشتر روی راننده قرار داشت؛ مشاهده ذهن، شناخت نفس، پذیرش سایهها، توبه و بخشش خود.
اکنون سالک باید به وسیلهای توجه کند که تمام این تجربهها از طریق آن در جهان مادی جریان دارند.
از خودش میپرسد:
من در تمام این سالها با بدنی که در اختیارم بوده چگونه رفتار کردهام؟
جسم، لباس سفر زمینی ماست
یک فضانورد برای فعالیت در محیط بیرون از زمین به لباسی متناسب با آن فضا نیاز دارد.
در این آموزش، جسم نیز به چنین لباسی برای سفر زمینی تشبیه میشود.
دستها، پاها، چشمها، قلب، معده، ریهها و سایر اعضای بدن ابزارهای تجربه ما در این جهان هستند.
با این بدن راه میرویم.
میبینیم.
میشنویم.
لمس میکنیم.
کار میکنیم.
عبادت میکنیم.
عشق را تجربه میکنیم.
و بخش بزرگی از درسهای زندگی از طریق همین جسم به تجربه ما تبدیل میشوند.
وقتی بدن فقط وسیلهای برای ظاهر، لذت یا مصرف دیده شود، بخشی از جایگاه آن در این نگاه سلوکی فراموش میشود.
جسم یک امانت است.
اگر این بدن قرضی بود، چگونه با آن رفتار میکردیم؟
فرض کنید دوستی ماشین بسیار ارزشمندی را برای مدتی به شما سپرده است.
احتمالاً نسبت به نگهداری آن حساستر میشوید. سوخت مناسب را جدی میگیرید، به صدای غیرعادی موتور توجه میکنید و بیدلیل وسیله را تحت فشار قرار نمیدهید.
چون میدانید چیزی به شما سپرده شده است و باید از آن مراقبت کنید.
بدن نیز در نگاه این مرحله چنین جایگاهی دارد.
این جسم در اختیار انسان قرار گرفته تا سفر و مأموریت زندگی را با آن طی کند.
وقتی این نگاه عمیقتر شود، رابطه انسان با غذا، خواب، استراحت، حرکت و مراقبت از خودش نیز میتواند تغییر کند.
دو افراط در رابطه با جسم
در برخورد با بدن، این آموزش به دو مسیر افراطی اشاره میکند.
در یک سوی طیف، تمام توجه انسان به ظاهر، خوراک، لذت، زیبایی، شهوت و آسایش جسمی محدود میشود.
در چنین حالتی، وسیله سفر به مرکز و مقصد زندگی تبدیل میشود.
در سوی دیگر، انسان ممکن است بدن خودش را نادیده بگیرد یا آن را دائماً تحت فشار قرار دهد. گاهی تصور میکند محدود کردن شدید غذا، محروم کردن خود از استراحت یا ضعیف نگه داشتن جسم، نشانه معنویت بیشتر است.
این آموزش بر تعادل تأکید دارد.
اگر جسم فرسوده شود، ادامه مسیر نیز دشوار میشود. اگر تمام زندگی به خدمت جسم دربیاید، جهت اصلی سفر فراموش خواهد شد.
سالک از بدن مراقبت میکند تا این مرکب توان ادامه مسیر را داشته باشد.
تمثیل شتر، مسافر و مقصد
برای توضیح رابطه جسم و روح، میتوان انسانی را تصور کرد که برای سفری طولانی سوار بر شتر شده است.
مسافر مقصد را میشناسد.
شتر نیازهای طبیعی خودش را دارد؛ غذا میخواهد، استراحت میخواهد و بر اساس طبیعت خودش رفتار میکند.
اگر مسافر تمام سفر را صرف پاسخ دادن به هر میل شتر کند، ممکن است مقصد فراموش شود.
اگر حیوان را گرسنه و تشنه نگه دارد و دائماً به آن فشار بیاورد، مرکب پیش از رسیدن به مقصد از پا درمیآید.
سالک باید نیازهای جسم را بشناسد و به اندازه لازم پاسخ دهد.
تعادل در همین شناخت شکل میگیرد.
غذا؛ یکی از مهمترین زمینههای مراقبت از جسم
بخش بزرگی از رابطه روزانه ما با بدن از طریق غذا شکل میگیرد.
اما هر بار که چیزی میخوریم، الزاماً گرسنگی جسمی تنها عامل تصمیم ما نیست.
گاهی خوردن در هنگام غم اتفاق میافتد.
گاهی با اضطراب همراه است.
گاهی از بیحوصلگی شروع میشود.
و گاهی ذهن به دنبال تجربهای سریع و خوشایند میگردد.
پژوهشهای مربوط به «خوردن هیجانی» نیز نشان میدهند که در بعضی افراد، استرس و هیجانهای منفی میتوانند با تغییر رفتار خوردن ارتباط داشته باشند.
در این مرحله، سالک میتواند هنگام رفتن به سوی غذا از خودش بپرسد:
الان بدن من غذا میخواهد یا بخشی از ذهن من در جستوجوی آرامش است؟
همین مکث میتواند آغاز شناخت دقیقتر رابطه ما با غذا باشد.
وقتی غذا نقش آرامکننده پیدا میکند
در بعضی تجربهها، غذا خوردن میتواند با اضطراب، غم، تنهایی یا فشار روانی همراه شود.
گاهی انسان متوجه میشود در زمان ناراحتی بیشتر به سمت خوراکی میرود و از خوردن برای تغییر موقت حال خودش استفاده میکند.
به همین دلیل، همه موارد پرخوری را نمیتوان فقط به گرسنگی جسم نسبت داد. عوامل رفتاری، هیجانی، محیطی و جسمانی مختلفی ممکن است در آن نقش داشته باشند.
این نگاه ادامه همان مشاهدهای است که در مراحل شناخت سایه آغاز شد.
رفتار دیده میشود و سپس پرسش عمیقتری مطرح میشود:
پشت این رفتار چه چیزی در حال رخ دادن است؟
هنگامی که در لحظه ناراحتی سراغ خوراکی میرویم، میتوان چند ثانیه مکث کرد و پرسید:
من واقعاً گرسنهام؟
یا در حال تلاش برای آرام کردن تجربهای دیگر هستم؟
همین مشاهده بخشی از پاکسازی آگاهانه رابطه با غذاست.
غذا، سوخت بدن است
وقتی بدن بهعنوان مرکب سفر دیده شود، غذا نیز معنای تازهای پیدا میکند.
غذا یکی از منابعی است که جسم برای ادامه فعالیت خودش از آن استفاده میکند.
همانطور که درباره سوخت یک وسیله ارزشمند بیتفاوت نیستیم، میتوانیم در انتخاب خوراک نیز آگاهانهتر عمل کنیم.
هدف این نگاه ترسیدن از غذا یا تبدیل خوردن به وسواس تازهای نیست.
هدف، بیرون آمدن از غفلت است.
چه میخورم؟
چرا میخورم؟
چه مقدار میخورم؟
و بدن من پس از آن چه احساسی دارد؟
سالک کمکم زبان بدن خودش را دوباره یاد میگیرد.
لذت آگاهانه در غذا خوردن
معنویت در این آموزش با محروم شدن از تمام لذتهای زندگی تعریف نمیشود.
مسئله، حضور انسان در تجربه لذت است.
گاهی غذا آنقدر سریع خورده میشود که طعم آن بهدرستی احساس نمیشود. همزمان صفحه تلفن همراه مقابل انسان است، تلویزیون روشن است و ذهن در موضوع دیگری سیر میکند.
لقمهها یکی پس از دیگری وارد معده میشوند و در پایان، تجربه اصلی بیشتر سنگینی است تا حضور در غذا خوردن.
در مقابل، حتی یک خوراک ساده میتواند با توجه بیشتری تجربه شود.
طعم.
بو.
بافت.
احساس گرسنگی.
و لحظهای که بدن به اندازه کافی دریافت کرده است.
این حضور میتواند رابطه انسان با خوردن را از رفتاری کاملاً خودکار به تجربهای آگاهانهتر تبدیل کند.
نیاز بدن و خواسته ذهن را تشخیص بده
یکی از کلیدهای این مرحله، شناخت دقیقتر نیازهای جسم و میلهایی است که از عادت، هیجان یا جستوجوی لذت شکل میگیرند.
بدن ممکن است با مقدار مشخصی غذا احساس سیری کند و ذهن همچنان به خوردن ادامه دهد.
گاهی بدن نیازی ندارد و یک عادت روزانه ما را به سمت خوراکی میبرد.
گاهی اضطراب یا بیحوصلگی محرک خوردن است.
سالک تلاش میکند صدای بدن را واضحتر بشنود.
هنگام خوردن کمی آهستهتر میشود.
نشانههای سیری را مشاهده میکند.
خوردن از روی عادت را میبیند.
و وقتی هیجانی او را به سمت غذا میبرد، حضور آن هیجان را نیز تشخیص میدهد.
این مشاهدههای کوچک بهتدریج میتوانند الگوهای قدیمی را آشکار کنند.
پاکسازی جسم فقط به غذا محدود نمیشود
مراقبت از بدن گستردهتر از انتخاب غذاست.
خواب و استراحت، حرکت، میزان فشار روزانه و سبک زندگی نیز بر تجربه جسمانی انسان اثر میگذارند.
سالک میتواند از خودش بپرسد:
آیا به بدنم فرصت کافی برای استراحت میدهم؟
آیا در زندگی روزانه حرکت کافی وجود دارد؟
آیا ساعتهای طولانی بدون توجه به نیاز جسم در یک وضعیت باقی میمانم؟
وقتی خستهام، پیام خستگی را میشنوم؟
آیا فقط هنگام درد متوجه بدنم میشوم؟
پاکسازی در این نگاه از توجه آغاز میشود.
شنیدن پیامهای بدن
بدن در طول روز اطلاعات زیادی در اختیار ما قرار میدهد.
خستگی.
گرسنگی.
سیری.
نیاز به خواب.
درد.
این تجربهها میتوانند نشانههایی باشند که به انسان کمک میکنند وضعیت جسم خودش را بهتر درک کند.
گاهی عادت کردهایم بعضی از این نشانهها را برای مدت طولانی نادیده بگیریم و فعالیت خودمان را بدون توجه به آنها ادامه دهیم.
آگاهی جسمانی در این مرحله یعنی انسان ارتباط دقیقتری با این نشانهها برقرار کند و پیش از آنکه فشار جسمی شدید شود، متوجه نیازهای بدن خودش باشد.
درد یا خستگی مداوم نیز میتواند دلایل گوناگون داشته باشد و در صورت تداوم یا شدت، نیازمند ارزیابی تخصصی باشد.
رابطه خصمانه با بدن را ببین
بعضی انسانها سالها رابطهای همراه با سرزنش با بدن خودشان دارند.
از قدشان ناراضیاند.
از وزنشان متنفرند.
چهره خودشان را نمیپذیرند.
بدنشان را دائماً با دیگران مقایسه میکنند.
و هر بار مقابل آینه چیزی برای محکوم کردن پیدا میکنند.
این رفتار میتواند ادامه همان شلاق ذهنی باشد که در مرحله بخشش خود درباره آن صحبت شد؛ این بار جسم هدف آن قرار گرفته است.
بدنی که سالها بار زندگی ما را حمل کرده، ممکن است نیازمند تغییر، درمان یا مراقبت بیشتری باشد. مسیر این تغییر میتواند از احترام و مشاهده آگاهانه آغاز شود.
شکرگزاری از بدن
گاهی کافی است چند لحظه به دستهایتان نگاه کنید.
چند سال برای شما کار کردهاند؟
پاهایتان چه مسیرهایی را طی کردهاند؟
قلبتان در تمام این سالها چند بار بدون توجه آگاهانه شما تپیده است؟
ریهها چند نفس کشیدهاند؟
چشمها چند تصویر دیدهاند؟
بدن بخش بزرگی از فعالیت خودش را بدون اینکه لحظهبهلحظه به آن فکر کنیم انجام میدهد.
ممکن است سالها از جسم استفاده کنیم و کمتر زمانی را به قدردانی از این همراه اختصاص دهیم.
شکرگزاری میتواند رابطه انسان با بدن را از مصرف و قضاوت به احترام و مراقبت نزدیک کند.
جسم را معبد آگاهی ببین
در این آموزش، بدن ظرفی برای حضور و تجربه روح در جهان مادی دیده میشود.
از چنین ظرفی مراقبت میشود، زیرا تجربهای ارزشمند از طریق آن جریان دارد.
در تمثیل معبد، انسان زباله را در فضای مقدس انباشته نمیکند و به دیوارهای آن آسیب نمیزند. در همان حال، خود ساختمان نیز به جای حقیقتی که برای آن ساخته شده نمینشیند.
این تصویر همان تعادل را دوباره یادآوری میکند.
مراقبت از بدن فقط برای زیبایی ظاهری یا ترس از بیماری انجام نمیشود. در این نگاه، مراقبت از جسم بخشی از مسئولیت سالک در مسیر آگاهی است.
پاکسازی از تصمیمهای کوچک آغاز میشود
پاکسازی جسم نیاز ندارد با تغییر ناگهانی تمام سبک زندگی آغاز شود.
قدمهای کوچک نیز میتوانند کیفیت رابطه انسان با بدن را تغییر دهند:
- آهستهتر غذا خوردن و توجه بیشتر به تجربه خوردن
- شناخت گرسنگی و سیری
- مشاهده خوردنهای عادتی یا هیجانی
- انتخاب آگاهانهتر خوراک
- توجه بیشتر به خواب و استراحت
- افزایش متناسب حرکت در زندگی روزانه
- شنیدن خستگی و سایر پیامهای جسم
- کاهش سرزنش و خشونت نسبت به بدن
وقتی چنین انتخابهایی بهتدریج وارد زندگی شوند، رابطه قدیمی با جسم نیز فرصت تغییر پیدا میکند.
سالک باید مرکبش را سالم نگه دارد
در جهانبینی این آموزش، انسان در زمین مأموریتی دارد و جسم یکی از ابزارهای انجام این مأموریت است.
اگر تمام توجه زندگی در خدمت بدن قرار بگیرد، مقصد اصلی سفر میتواند فراموش شود.
اگر نیازهای جسم دائماً نادیده گرفته شوند، وسیله سفر نیز فرسوده خواهد شد.
راه سالک بر تعادل استوار است.
از جسم مراقبت میکند.
نیازهایش را میشناسد.
از افراط فاصله میگیرد.
از خشونت نسبت به بدن کم میکند.
و به خودش یادآوری میکند:
این جسم یک امانت است.
ذکر این مرحله
ذکر این مرحله در متن آموزشی چنین معرفی شده است:
یا قدوس
«القدوس» از اوصاف الهی در قرآن است و به پاکی و منزه بودن خداوند از نقص اشاره دارد.
در چارچوب این مرحله، سالک ذکر «یا قدوس» را با نیت پاکی، تعادل و مراقبت از جسم و جان تکرار میکند و از پروردگار برای حفظ حرمت این امانت یاری میخواهد.

دیدگاهها و نظرات
نظرات و تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که دیدگاه خود را به اشتراک میگذارد!