دوره شناخت مهاجرت از خاک به افلاک
آیا تمام زندگی همین چیزی است که میبینیم؟
انسان وارد این دنیا میشود، رشد میکند، درس میخواند، کار میکند، برای پول، امنیت، رابطه، جایگاه و آرامش تلاش میکند و در میان تمام این دویدنها بارها با رنج، ترس، بیماری، اضطراب، ناکامی و احساس کمبود روبهرو میشود.
اما آیا قرار بوده تمام زندگی انسان در همین چرخه خلاصه شود؟
آیا ممکن است بسیاری از چیزهایی که ما حقیقت زندگی میدانیم، فقط بخشی از واقعیت باشند؟
دوره شناخت مهاجرت از خاک به افلاک با همین پرسشها آغاز میشود؛ سفری برای شناخت جهان ناسوت، شناخت جایگاه انسان در این جهان و پیدا کردن مسیری برای عبور از محدودیتهایی که روح را از مقصد اصلی خود دور میکنند.
استاد مجید سعیدیان در این دوره، با استفاده از مفاهیم عرفانی، آیات قرآن و حکایتها و اشعار مولانا در مثنوی معنوی، تلاش میکند نگاه دیگری به زندگی، رنج، لذت، ترس، دنیا و مسیر تکامل انسان ارائه دهد.
مهاجرت از خاک به افلاک یعنی چه؟
مهاجرت در این دوره صرفاً به معنای تغییر مکان نیست.
این مهاجرت، یک هجرت درونی و آگاهانه است؛ حرکت از سطحی از زندگی که در آن انسان خود را محدود به جسم، ذهن، ترسها، خواستهها و شرایط دنیای مادی میبیند، به سوی سطحی عمیقتر از آگاهی.
«خاک» نمادی از دنیای مادی، وابستگیها، ترسها، کمبودها و محدودیتهایی است که انسان را در جهان ناسوت نگه میدارند.
«افلاک» اشاره به حرکت روح به سوی آگاهی، آزادی، معنا، شناخت حقیقت وجود و نزدیک شدن به مقصدی دارد که برای آن به این جهان آمده است.
بنابراین این دوره تلاش میکند ابتدا تصویری روشن از جهانی که در آن گرفتار شدهایم ارائه دهد و سپس راه حرکت را قدمبهقدم بررسی کند.
پاکی و آلودگی از نگاه این دوره
یکی از مفاهیم ابتدایی دوره، بازتعریف مفهوم پاکی و آلودگی است.
آلودگی همیشه به معنای آلودگی فیزیکی، دود یا زباله نیست. از نگاه مطرحشده در این دوره، هر چیز باید بر اساس هدفی که انسان دنبال میکند سنجیده شود.
یک رفتار ممکن است در یک موقعیت مفید باشد و همان رفتار در موقعیتی دیگر انسان را از مسیرش دور کند.
زمانی که هدف انسان تعالی و تکامل روح باشد، معیار روشنتر میشود:
هر چیزی که انسان را در مسیر رشد روحی و مأموریت حقیقی خود پیش ببرد، در جهت پاکی قرار میگیرد و هر چیزی که او را از این مسیر دور کند، میتواند به عاملی برای آلودگی تبدیل شود.
از همین نقطه، یکی از پرسشهای اساسی دوره مطرح میشود:
انسان امروز تا چه اندازه از هدف اصلی حضور خود روی زمین فاصله گرفته است؟
بیداری از خواب غفلت
یکی از محورهای مهم «مهاجرت از خاک به افلاک»، مفهوم خواب غفلت است.
ممکن است انسان از نظر جسمی بیدار باشد، کار کند، تصمیم بگیرد، برنامهریزی کند و زندگی روزمره خود را ادامه دهد، اما همچنان نسبت به حقیقت وجود خود و دلیل حضورش در این دنیا در خواب باشد.
در این دوره، حکایتهای مثنوی مانند آینهای برای دیدن این وضعیت به کار گرفته میشوند.
مولانا بارها انسان را به موجودی تشبیه میکند که حقیقت را فراموش کرده و آنچه موقت و گذراست، واقعی و ماندگار میپندارد.
قدم اول در مهاجرت، دیدن همین خواب است.
تا زمانی که انسان متوجه نشود در چه وضعیتی قرار دارد، انگیزهای برای حرکت پیدا نمیکند.
چرا انسان با وجود جستجوی خوشبختی باز هم رنج میکشد؟
تقریباً هیچکس آگاهانه به دنبال رنج، بیماری، شکست یا فلاکت نیست.
بیشتر انسانها میخواهند زندگی بهتری داشته باشند، آرامش بیشتری تجربه کنند و از درد فاصله بگیرند.
پس چرا با وجود این خواسته، زندگی انسان تا این اندازه با رنج همراه است؟
یکی از پاسخهایی که در این دوره با استفاده از آموزههای مولانا بررسی میشود، قانون نعل وارونه است.
قانون نعل وارونه؛ وقتی ظاهر مسیر را اشتباه نشان میدهد
در گذشته گاهی برای گمراه کردن تعقیبکنندگان، نعل اسب را برعکس میبستند. کسی که ردپا را دنبال میکرد، تصور میکرد اسب به جهتی رفته که دقیقاً مخالف مسیر واقعی آن بود.
مولانا از این تصویر برای توضیح یکی از مهمترین ویژگیهای دنیا استفاده میکند.
بسیاری از چیزها در جهان ناسوت ممکن است در ظاهر یک معنا داشته باشند و در باطن نتیجهای متفاوت ایجاد کنند.
چیزی ممکن است در لحظه شیرین، لذتبخش و جذاب باشد اما در بلندمدت انسان را به رنج، وابستگی یا دوری از مسیر اصلی خود برساند.
از سوی دیگر، بعضی سختیها ممکن است در ظاهر ناخوشایند باشند اما در درون خود زمینه رشد، آزادی و بیداری انسان را فراهم کنند.
شناخت این وارونگی، یکی از کلیدهای اصلی حرکت در مسیر مهاجرت است.
آب یا آتش؛ کدامیک واقعاً نجاتبخش است؟
در حکایتی که در دوره بررسی میشود، مولانا از تصویر آب و آتش کمک میگیرد.
در نگاه معمول انسان، آب نماد آسایش و لذت است و آتش نماد سختی و رنج.
اما در جهان معنا، ممکن است این تصویر وارونه شود.
بعضی لذتهای زودگذر میتوانند انسان را عمیقتر در خواب و وابستگی فرو ببرند و بعضی سختیهای آگاهانه، راهی برای رهایی او شوند.
روزه، مراقبه، سکوت، خلوت، کنترل خواستههای نفس و عبور آگاهانه از بعضی لذتها ممکن است در ابتدا دشوار باشند، اما در نگاه عرفانی میتوانند زمینهای برای رشد و آزادی درونی ایجاد کنند.
این دوره تلاش میکند به انسان کمک کند که پشت ظاهر اتفاقات را نیز ببیند.
لذتهای دنیا؛ مسئله لذت نیست، مسئله مسیر است
در این دوره، شادی و لذت به خودی خود محکوم نمیشوند.
سؤال مهمتر این است:
این لذت مرا به کجا میبرد؟
سفر، مهمانی، ثروت، غذا، زیبایی، کار و تفریح میتوانند بخشی از زندگی باشند. اما اگر تمام زندگی انسان به تعقیب همین تجربهها محدود شود و ارتباطی با هدف و مأموریت او نداشته باشد، ممکن است بهتدریج به احساس پوچی، وابستگی و رنج منتهی شود.
تمثیلی که در دوره برای توضیح این موضوع استفاده میشود، شکلات زهرآلود است.
ظاهر آن شیرین و جذاب است و اثر اولیه آن لذتبخش، اما چیزی درون آن وجود دارد که اثرش بعداً آشکار میشود.
هدف دوره ایجاد ترس از زندگی نیست؛ هدف، ایجاد توانایی تشخیص است.
انسان باید بتواند میان چیزی که فقط در لحظه به او احساس خوبی میدهد و چیزی که واقعاً در مسیر رشد و تکامل او قرار دارد، تفاوت قائل شود.
مأموریت انسان روی زمین
یکی دیگر از پرسشهای محوری این دوره، پرسش از مأموریت انسان است.
اگر انسان فقط برای خوردن، خوابیدن، کار کردن، پول جمع کردن و تجربه لذتهای دنیا به زمین آمده بود، بسیاری از پیچیدگیهای زندگی معنای چندانی نداشت.
در نگاه این دوره، حضور انسان در زمین بخشی از یک مسیر بزرگتر است.
انسان برای تجربه، شناخت، رشد و انجام مأموریتی وارد این جهان شده است.
وقتی این مأموریت فراموش میشود، زندگی به مجموعهای از خواستههای پراکنده تبدیل میشود.
اما هنگامی که جهت اصلی روشن شود، حتی کار، رابطه، پول، سفر و فعالیتهای روزمره نیز میتوانند جایگاه مشخصی در زندگی پیدا کنند.
چشم ظاهر و چشم دل
یکی از موضوعات مهم دوره این است که آیا هر چیزی را میتوان فقط با ظاهر آن سنجید؟
از نگاه مولانا، انسان برای دیدن حقیقت به چیزی فراتر از چشم فیزیکی نیاز دارد؛ چیزی که در ادبیات عرفانی از آن با عنوان چشم دل یاد میشود.
چشم ظاهر معمولاً نتیجه فوری را میبیند.
چشم دل تلاش میکند مسیر، پیامد و معنای عمیقتر اتفاق را نیز درک کند.
به همین دلیل، در این دوره از قرآن و مثنوی معنوی بهعنوان دو منبع مهم برای شناخت مسیر و کنار زدن پردههای ظاهری دنیا استفاده میشود.
عبور از ترس
یکی از موانع مهم مهاجرت، ترس است.
ترس از فقر، آینده، تنهایی، بیماری، از دست دادن، شکست و تغییر میتواند انسان را سالها در یک نقطه نگه دارد.
در نگاه عرفانی، بسیاری از این ترسها از نوع نگاه انسان به جهان سرچشمه میگیرند.
مولانا با اشاره به داستان حضرت ابراهیم، از آتشی سخن میگوید که برای انسان بیدار میتواند ماهیتی متفاوت پیدا کند.
دوره تلاش میکند این پرسش را در ذهن مخاطب ایجاد کند:
چه تعداد از آتشهایی که در زندگی از آنها فرار میکنیم، واقعاً آتش هستند؟
ممکن است پشت بعضی از آنها فرصتی برای رشد، رهایی یا تغییر مسیر پنهان شده باشد.
از دانستن تا حرکت
یکی از بخشهای مهم این مسیر، تفاوت میان دانستن و حرکت کردن است.
ممکن است فرد سالها کتاب بخواند، کلاس شرکت کند، فایل آموزشی گوش دهد و درباره خودشناسی و معنویت اطلاعات زیادی داشته باشد، اما تغییر جدی در زندگی او اتفاق نیفتد.
در اینجا مفهوم طلب اهمیت پیدا میکند.
طلب، نیرویی است که دانایی را به حرکت تبدیل میکند.
کسی که واقعاً چیزی را طلب کند، فقط درباره آن صحبت نمیکند؛ برای رسیدن به آن قدم برمیدارد.
در بخشهایی از دوره، این پرسش بررسی میشود:
چرا با وجود این همه دانایی هنوز حرکت نمیکنیم؟
و چه چیزی باید درون انسان تغییر کند تا سفر واقعی آغاز شود؟
حرکت از جهان کمبود به جهان فراوانی
در مراحل بعدی مهاجرت، نگاه انسان به مفهوم کمبود نیز مورد بررسی قرار میگیرد.
بسیاری از انسانها زندگی را با این احساس سپری میکنند که همیشه چیزی کم دارند:
پول بیشتر، امنیت بیشتر، توجه بیشتر، عشق بیشتر، موقعیت بهتر یا امکانات بیشتر.
این احساس کمبود میتواند انسان را وارد چرخهای بیپایان از حرص، ترس و جستجو کند.
در مسیر مهاجرت، انسان آرامآرام با امکان نگاه دیگری آشنا میشود؛ نگاهی که در آن حقیقت وجود او محدود به داشتههای بیرونی نیست.
حرکت از خاک به افلاک، در این بخش به معنای عبور از جهان ذهنیِ کمبود و نزدیک شدن به تجربهای از فراوانی، آرامش، آزادی و معنا است.
در این دوره با چه موضوعاتی روبهرو میشوید؟
در مسیر دوره «شناخت مهاجرت از خاک به افلاک» موضوعاتی از این دست بررسی میشوند:
- مفهوم حقیقی مهاجرت از خاک به افلاک
- شناخت جهان ناسوت و ویژگیهای آن
- مفهوم پاکی و آلودگی در مسیر تکامل روح
- نشانههای خواب غفلت
- بررسی نگاه مولانا به دنیا
- شناخت علت بسیاری از رنجها و گرفتاریهای انسان
- قانون نعل وارونه
- تفاوت ظاهر و باطن لذتها
- مفهوم آب و آتش در حکایتهای مثنوی
- شناخت لذتهای زودگذر و لذتهای حقیقی
- نقش ریاضت و کنترل نفس در سلوک
- شناخت مأموریت انسان در زمین
- عبور از ترسهای بازدارنده
- شناخت چشم دل و دیدن ورای ظاهر
- استفاده از آموزههای قرآن و مثنوی برای شناخت مسیر
- تفاوت دانستن و حرکت کردن
- شناخت مفهوم طلب
- عبور از احساس کمبود
- حرکت به سوی فراوانی، آزادی و آرامش
- آماده شدن برای یک مهاجرت درونی و آگاهانه
این دوره برای چه کسانی مناسب است؟
این مسیر میتواند برای شما مناسب باشد اگر بارها از خود پرسیدهاید:
آیا زندگی فقط همین چیزی است که من تجربه میکنم؟
اگر با وجود تلاش زیاد همچنان احساس میکنید در چرخهای از ترس، نگرانی، کمبود یا تکرار گرفتار شدهاید، اگر سالها درباره خودشناسی و معنویت مطالعه کردهاید اما هنوز حرکت جدی در زندگی خود احساس نمیکنید، یا اگر در درون خود شوق شناخت حقیقت زندگی و مأموریت انسان را دارید، این دوره میتواند دریچهای تازه برای ادامه مسیر شما باشد.
آغاز یک هجرت آگاهانه
مهاجرت از خاک به افلاک یک اتفاق ناگهانی نیست.
این مسیر با دیدن آغاز میشود.
دیدن جهانی که در آن زندگی میکنیم.
دیدن خوابهایی که حقیقت فرض کردهایم.
دیدن ترسهایی که ما را متوقف کردهاند.
دیدن لذتهایی که شاید مسیرمان را تغییر دادهاند.
و در نهایت، دیدن حقیقتی عمیقتر درباره خودمان.
وقتی این دیدن آغاز شود، طلب شکل میگیرد.
وقتی طلب شکل بگیرد، حرکت ممکن میشود.
و با حرکت، مهاجرت انسان از جهان محدود خاک به سوی افقهای وسیعتر آگاهی آغاز خواهد شد.
دوره شناخت مهاجرت از خاک به افلاک دعوتی است برای آغاز همین سفر؛ سفری از خواب به بیداری، از وابستگی به رهایی، از کمبود به فراوانی و از زندگی محدود به خاک، به سوی شناخت افلاک درون.

دیدگاهها و نظرات
نظرات و تجربیات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که دیدگاه خود را به اشتراک میگذارد!